2777

😂 #

برای هشتگ "😂" 3201 مورد یافت شد.

❤️🫰🏻



روزمان مبارک باشد
اگر با ظلمی جنگیدیم
اگر تاریکی را به روشنی بدل کردیم
اگر رویاهایمان را بافتیم و
با تارو پودش زندگی کردیم
رج به رج رشته به رشته
با دستانی خونین اما
با دلی پر امید
نقش کرمان شدیم
بر پیله تنهاییمان
شکافتیم طرح ظلمات را
زیباییمان با ظرافتی از نقاشی خدا
و عزم و همتمان سخت مثل دماوند
اگر بودیم آنکه می‌خواستیم
پس روزمان مبارک است 🦋🍃


🦋🍃#  

ســخــݩــےازڋیــآږڋݪــ#  

حیران‌خاتون#  

دلنویس# از خاتون خانوم❤️

🤍☘️



من ارگ بــم و خشت به خشتم متلاشی🙂

تو نقش جهان ، هر وجبت ترمه و کاشی❤️


این تاول و تب‌خال و دهان سوختگی‌ها

از آه زیــــاد است ، نــه از خوردن آشی


از تُنگ پریدیم به امید رهایـــی

ناکام تقلایی و بیهوده تلاشی


یک بار شده بر جگرم زخـــم نکاری؟

یک بار شده روی لبم بغض نپاشی؟


هر بار دلم رفت و نگاهی بـه تو کردم

بر گونه‌ی سرخابی‌ات افتاد خراشی


🦋🍃#  

ســخــݩــےازڋیــآږڋݪــ#  

حیران‌خاتون#  

🙂🤍




در چرخش تاریخ

چه سر خورده چه سر خوش

دنیا نه به جمشید وفا کرد

 نه کوروش

آسوده ام از آتش نیرنگ حسودان

از تهمت سودابه بری باد سیاوش

ما اهلی عشقیم

چه بهتر که بمیریم

جایی که در آن شرط حیات است

توَحُش

ای دل من اگر راز نگه دار تو بودم

این چشمه خشکیده نمی‌کرد

تراوش



🤫🤫خلاصه که این دنیا ارزشش رو نداره.... همو اذیت نکنیم 🤍🫰🏻



🦋🍃#  

ســخــݩــےازڋیــآږڋݪــ#  

حیران‌خاتون#  

💚🌺🍃

🌺

والعصر

قسم به عبور تک تک ثانیه‌های زندگی

لحظه‌ای بی حضور تو

خسران محض است.

می‌شود که با حضورت

کمی تازه شویم؟


 🤲 اللّهُمَّ‌ عَجِّلْ‌ لِوَلِیِّکَ‌ الْفَرَج 🤲


#امام_زمان علیه‌السلام 

شب_های_انتظار#  

شب_جمعه#  


🌺

💚🌺🍃




 

🤍🫰🏻




قاضی شهر شدی🙂
حُکمت ولی گویای عدالت نبود
تو مرا متهم عشق فرا خواندی ولی
چشم هایت عشق را بیداد می‌کرد
حال متهم منم یا تو
مجرم اصلی کیست؟
تویی که با نگاهت جانم را بردی
یا منی که قلبم را در پی تو باختم🥺
نمی‌دانم
روزگار؟ چرخ و فلک؟ هر چه که بود
بی رحمانه من را به صحن محکمه تو آورد🙂



🦋🍃#  

ســخــݩــےازڋیــآږڋݪــ#  

حیران‌خاتون#  

حضرت_فاطمه_زهرا_سلام_الله_علیها#  

مناجات#  

شب_جمعه#  





بوی عصیان می دهد گرچه جسارت های من

تو کرامت می کنی وقت سماجت های من


باز هم شرمنده ام از اینهمه بار گناه

باز هم می بخشی ام قبل از ندامت های من


هیچکس گوشش به حرفم نیست جز تو ای رفیق

می نشینی نیمه شب ها پای صحبت های من


بچه ی لجبازم اما دوستم داری خدا

خاک می ریزی خودت روی لجاجت های من


آنقدر تو آبرویم را خریدی پیش خلق

که کسی اصلاً نزد حرف از فضاحت های من


تا گره بر کار من افتاد، کارم شد درست

هست محتاج کمی انگور، حاجت های من


حال ما بیچاره ها با یاعلی خوش میشود

شوق ایوان نجف دارد زیارت های من


ذکر تسبیح شب جمعه حسین است و حرم

قیمتی تر میشود با او عبادت های من


با لب خشکیده در مقتل صدا می زد حسین ....

زیر و رو شد با نوک چکمه قرائت های من


گفت مادر جان بمیرم زخم پهلو بدتر است ...

از هزار و نهصد و اندی جراحت های من


اولین بار است می دزدم نگاهم را ز تو!

فکر آن پیراهنی یا این خجالت های من؟


#رضا_دین_پرور




داغ ترین های تاپیک های امروز
توسط   بیبیگلیی  |  17 ساعت پیش
توسط   مورچه۲  |  18 ساعت پیش