2777

کارما #

برای هشتگ "کارما" 42 مورد یافت شد.

میخوام یه داستان کاملا واقعی براتون بگم

یه دختری بود با یه پسر شیش سال رابطه داشتن و تو این شیش سال

دختر به اصرار و قولای ازدواج پسر باهم رابطه جنسی برقرار میکنن

 بعد شیش سال دختر به پسر میگه دیگ وقتشه بیای خاستگاری اون فقط میخنده میگه نمیام دختره بیچاره هم میگه برای چی نمیای من از خودم برات گذاشتم اون همه قولا حرفا چی بود پس

پسره هم میگه تو اگه دختر خوبی بودی با من خیلی کارارو نمیکردی و خیلی راهارو نمیرفتی من یه دختر آفتاب مهتاب ندیده میخوام تویی که به راحتی اومدی زیرمو نمیخوام 

دختره از زندگی ناامید میشه و دلش هزار تیکه میشه خلاصه میگذره و پسره با یه دختر آفتاب مهتاب ندیده که خیلییی به قول خودشون حجب و حیا داشته و یه تار موش دیده نمیشد ازدواج میکنه 

بچه دار میشن و متاسفانه بچشون سقط میشه میرن پیش دکتر زنان زایمان معاینه میشه و اینا بعد آزمایش ها دکتر به پسره میگه تو باید خیلیی مواظب خانمت باشی و امکان بارداری دوباره خیلی کمه پسره میگه چرا دکترم میگه چون خانومتون بار سومه که بچش سقط میشه😊

اون دختره هم یه دکتر میاد خاستگاریش و باهم می‌رن خارج 

خلاصه بگم بچه ها دنیا همینه از هر دستی بدی از همون دست پس میگیری 

کارما#  

قانون کارماس🙂من بگذرم اون بگذره کارما نمیگذره🙂یه سالمو به پاش دادم حله چشاش🖤زجرم داد خردم کرد چیزی نشده چیزی نگفته عین دختر بچه ها قهر می‌کرد می‌کشید کنار خودشو! هر روز باید من سراغشو میگرفتم وگرنه از هم بی خبر بودیم🙃با این وجود منه دختر میرفتم منت کشیش عصبی بود خودمو به آب و اتیش میکشیدم آرومش میکردم... هر هفته هفت روزشو سرد رفتاری می‌کرد محل سگم نمی‌داد ولی از مرامم مث خودش نبودم بیشتر جذبش میشدم بیشتر هواشو داشتم که نکنه آب تو دلش تکون بخوره... شیطان بود ازش فرشته ساختم قلبمو زیر پاهاش جر داد اخ اوخ نگفتم هر وقت میمود میگفت ببخشید با جون و دل میگفتم خدا میبخشه منکه بندشم گلم🙂بگذریم...حرف زیاده واسه گفتن نا ندارم واسه نوشتن... منکه از همه رکب خوردم اینم میگم سگ خورد👌🏻اخرش گفت اگه از این وضعیت دلخوری میتونی بری من مجبورت نکردم بمونی...اون دیگه تموم شد برام🖤

ولی بخدا به دین و ایمونش یه روزی بدجور میگرده دنبالم بخدا یه روز از کارایی که باهام کرده پشیمون میشه🙂

کارما#  

لطفا سن#  ‍رو نپرسین چه من چه اون! 


پربازدیدترین تاپیک های امروز