2777

فان #

برای هشتگ "فان" 1046 مورد یافت شد.

بیاد خونه خسته و له بعد ارژنگ و اردلان و انور برن جلو ی در ،عاقاییم همشونو بغل و بوس کنه بعد بیاد تو اشپزخونه 

بگه به به عیال خودم سلام عرض کردیم من پشتمو کنم بهش قابلمه رو هم بزنم دوباره بیاد دستاشو بشوره باز من پشتمو کنم بهش دوباره بیاد این ور از سماور چایی بریزه باز من پشت کنم بهش به هم زدن قابلمه ادامه بدم 

اخر طاقت نیاره بگه نوووووچ چته بابا چرا رو برمیگردونی ماه شب چهارده من!!! 

من بگم اییییش باهات قهرم دیگه !!!

با تعجب بگه واسه چی اخه دعوامون نشده که با حرص بگم نخیر دعوامون نشده !

من بگم عاقایی بیا ببین تو اینستا الان همه عروس و دومادا فیلم فرمالیته دارن میرن تو کوه و جنگل و دریا راه میرن میرقصن دوچرخه سواری میکنن بعد فیلم میگیرن ازشون روشم اهنگ میزارن بیا بیا نیگاه کن منم از همین فیلما میخوام باس بریم بگیریم 

عاقاییی پوووف بکشه بگه بی خیال عیال من بیام فیلم ناموس دیگه رو ببینم بیا عیال بی خیال شو فردا میریم پارک چیتگز جوجه میزنیم برگشتنه هم اهنگ بانوجان گلاب و میزارم فیلم بگیر از تو ماشین و جاده بزار اینستا 

منم خندم بگیره چپ چپکی نیگاش کنم بگم برو برو منو گول نزن عجقم بعدم‌خندم بگیره بینمون صلح بشه !!



فان#  

فرمالیته#  

این مطلب طنزه دوست ندارین کامنت نزارن

@tina_am  

فکر کن یه روزی این ساسی مانکن موهاشو سیخ سیخی میکرد پارمیدا میخوند بعد رفت خارج بعد دنیا جهانبخت میخواست خودشو براش خفه کنه با روسری بعد جنتلمن و خوند همه ی ایران ریخت بهم بعدم دوتا رقاص با لباس مدرسه ای برد تو کنسرتش 

بعدم الان نامزدی کرد ولی نکته اینجاس که حتی تو نامزدی خودشم از اهنگای خودش نگزاشته بود 

واقن ساسی چه سرنوشتی داشتی!!!@

فان#  

در حالیکه داره جوراب هشتمو پا سیروس میکنه میگه خوب دیگه اینطوری نمیچای بعدم داد بزنه سروین ، سامی اماده این؟

  بعدم رو به من بگه خوب دیگه خیالت راحت شد من با حرص بگم وای به حالت اگه سرما بخورن حالا انگار واجبه ببره برف بازی یعنی اگه سرما بخورن من نگهشون نمی دارم به من چه خودت واستا شب تا صبح بالا سرشون!

 عاقاییم به غرغرام توجه نکنه و داد بزنه عیال ما رفتیم راستی یه کاسه هم بده برف بیارم با شیره ای که عمم فرستاده بخورم با حرص زیرلب بگم عاره بخور بلکه مریض شی بمیری از دستت راحت شم!!!


فان#  

کیا بجه بودن مامانشون نمیزاشت برن برف بازی؟



از اونجایی که من خیلی ادم ازدواجی بودم

 مدام در عنفوان جوانی به فکر سبک ارایش عروس و اینا بودم بعد اون‌دوران یادش بخیر ارایش خلیجی مد بود‌منم اون دوران مدام به دیال اپ به اینترنت وصل میشدم انواع سایه چشم خلیجی با مدل موفشن و میدیدم و بعضیاشم دانلود میکردم که داشته باشم 

بعدها مدل ارایش خیلی ساده و اروپایی اومد ارایش سبک و ساده و یک گریم ساده با یه مدل موی ساده که یا گل میشد با تور  یا بافت مو داشت 

الان فعلا طبق اپدیت های جدید من مدل ارایش شاین مد شده منم عاشقش شدم مدام مدل عروسای این شکلی میبینم خوشم میاد 

ولی خوب چه فایده الان من یه فایل با ۴۶۹۸۵۴۲۲عکس دارم از زمان عروس فشنی تا الان اما هنوز این داماد خوشبخت و پیدا نکردم😆

فان#  

وای بچه ها امروز تو  اینستا یه پیج خیلی باحال دیدم 

این بازیگره هست که خیلی کمرنگ بازی میکنه شبیه بچه مایه داراس اسمش بهرنگ علویه قد بلند چهارشونه اصلا پخته و جا افتاده

من به این گزینه فعلا دارم فکر میکنم

اصلا اسمامونم بهم میاد رها و بهرنگ وای چه ناناز

الان تو امضام میزنم این رل بهرنگ💘

از این تینیجربازیا😆

واقن جذابه 

فان#  

بابا تا کی تجرد تا کی؟

من تصمیم  رو گرفتم 

سه تا گزینه عاقا ،خوب،خوشگل، پولدار، تحصیل کرده،باسواد یعنی نقشای عاشقا رو خیلی خوب بازی میکنن از همه مهمتر چشم هر سه تاشونم رنگیه 

اصلا دیگه سن و سالشونم خوبه از بچه بازیا و قرتی گریاشون گذشته 

دیگه انتخاب بین این سه تاهم واقن برای من سخته 


اون سه گزینه اینه 

بهرام رادان

محمدرضا گلزار 

پارسا پیروزفر

به قول شاعر کع میفرماید میون این‌همه عاشق کیو انتخاب کنم‌کدومو جواب کنم به کدوم بگم اره کدومو جواب کنم...

خلاصه میخوام دسته گل بگیرم برم خواستگاری یا بخت و یا اقبال یک کدومشون میشه‌دیگه 

فان#  


با شروین و شاهدخت از در بیاد تو بعد داد بزنه عیال عیال کجایی ؟؟؟

منم در حالیکه دارم شیشه شیر شارمین و تکون تکون میدم بگم‌بله چی شده ؟!

بعد دستاشو بیاره بالا یه شما پر اب نشون بده بگه نیگاه کن اندازه بچه ها ماهی قرمز ۳دم گرفتم بعدم با ذوق بگه از بالا یخچال تنگ و بیار اینا رو بندازم توش بعدم بگه بیا این لاکپشت رو هم بزار تو جعبه کفشی من با حرص بگم الان دوماه مونده به عید واسه چی خریدی اخه 

الان فردا اینا میمیرن وای وای از دست بی فکریای تو من چه کنم 

عاقایی بگه حرص نخور عیب نداره خودم تنگ و میام از اون بالا میارم بعدم زمزمه کنه وای وای چقدر غر میزنه !!

من با حرص داد بزنم چی چی داری؟ میگی فکر نکن تو اشپزخونم نمیشنوما!!!

عاقایی بگه هیچی عجقم هیچی به خدا!!


فان#  



اول جوونی و چل چلیم بود که یه خواستگار داشتم از دانشگاه تهران یادش بخیر امتحانای دانشگام بود خسته و کوفته ساعت ۳ اومدم شروع کردم به شستن و روفتن قرار بود ساعت۸ تشریف فرما بشن 

خلاصه با بی حوصلگی لباس سرهم بندی  و از الکی  پوشیدم و خواستگارم اومدن 

خلاصه بعد چای و پذیرایی قرار شد من و نخبه بریم حرف بزنیم ، نخبه جان از بچه های دانشگاه تهران بود و شروع کرد گفتن از خاطرات بچگیش که اره من از بچگیم کتابای فلان نویسنده رو میخوندم و بعد هم برای کنکور حدودا ۱۲ساعت وقت گذاشتم و بعد هم همه ی معدلام الف بود و چشمام ضعیف شد و با معدل الف و یک ضرب بدون کنکور رفتم سر کلاس کارشناسی ارشد نشستم و الان هم در پروژه های بزرگ فلان و فلان دارم کار میکنم 

منم والا چی داشتم بهش بگم والا یه کودکی عادی واسه کنکورم حال نداشتم بخونم دانشگامم که دیگه ته خنده بود خلاصه من ۵دیقه هم حرف نزدم اومدیم بیرون 

حتما میپرسین چی شد هیچی دیگه طرف گفت نه بی تربیت 

مگه من چم بود حالا ضریب هوشیم نسبت به اون پایین بود والا:*)))

فان#  

بیاد خونه بگه خانم اهل و عیال کجایین؟

 منم کیقباد بزنم بغل برم پیشوازش

با خوشحالی بگه بیا بیا ببین چی چی خریدم 

من با تعجب برم جلو بگم این چیه خریدی ؟؟؟

عاقایی با ذوق بگه از تو مترو خریدم نیگاه کن اسمش نایسر دایسره برو از تو یخچال چندتا هویج و سیب زمنی و پیاز بیار تا بهت نشون بدم چیکار میکنه منم تندی کیقباد و بزارم تو روروکش و برم از یخچال چیزایی که گفت رو بیارم اونم تندی بشینه رو زمین و شروع کنه امتحان کردن اول سیب زمنی وبزاره یه عالم زور بزنه با کل هیکلش بره رو دستگاه تا بالاخره خرد بشه بعد ددباره هویج و بزاره بعد کلی زور بزنه تا خرد بشه 

من عرقاشو با دستمال پاک کنم و بگم عاقایی تا جیغم در نیمده با این خرید چپل چپولت همه سیب زمنی و و هویجا رو بخور عجقم!!

بعدم با حرص پاشم برم تو اشپزخونه و داد بزنم برگردم نباید یه تیکه سیب زمنی هم ببینما!!!.



فان#  


کیا یادشونه این دستگاه رو ؟؟؟

پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز