در حالیکه داره جوراب هشتمو پا سیروس میکنه میگه خوب دیگه اینطوری نمیچای بعدم داد بزنه سروین ، سامی اماده این؟
بعدم رو به من بگه خوب دیگه خیالت راحت شد من با حرص بگم وای به حالت اگه سرما بخورن حالا انگار واجبه ببره برف بازی یعنی اگه سرما بخورن من نگهشون نمی دارم به من چه خودت واستا شب تا صبح بالا سرشون!
عاقاییم به غرغرام توجه نکنه و داد بزنه عیال ما رفتیم راستی یه کاسه هم بده برف بیارم با شیره ای که عمم فرستاده بخورم با حرص زیرلب بگم عاره بخور بلکه مریض شی بمیری از دستت راحت شم!!!
فان#
کیا بجه بودن مامانشون نمیزاشت برن برف بازی؟