غزلبانو38 خیالی نیست می گویم ، که در این روزگارِ درد شکستن های پی در پی، مرا اینگونه شاعر کرد غزلبانو# برو به پست
غزلبانو38 تا صحبت از نام تو باشد حال من خوب است آرامِ جان ، این حسِ زیبا را نگیر از من تنها به قدرِ بوسه ای آغوش را وا کن زیباترین تصویر دنیا را نگیر از من غزلبانو# برو به پست
غزلبانو38 پرواز در آغوشِ آرامِ تو زیباست آغوشِ تو اندازه ی یک آسمان است ای تو پناهِ لحظه های بی پناهیم آغوشِ تو زیباترین جای جهان است غزلبانو# برو به پست
غزلبانو38 گاهی پر از شعری ولی حس سرودن نیست گاهی قفس باز است و میل پر گشودن نیست من تازه فهمیدم که دنیا با چنین وسعت حتی برایم گوشه ای هم جای بودن نیست غزلبانو# برو به پست
غزلبانو38 توی دنیا فقط تویی اصلا روی زخمم نمک نمی پاشی اتفاقات خوب یعنی تو تا تهِ قصه پیش من باشی غزلبانو# برو به پست
غزلبانو38 عمری شکسته های دلم را بدون تو با قطره های اشک به هم بند میزدم با آنکه درد توی دلم شعله می کشید اما همیشه پیش تو لبخند میزدم غزلبانو# برو به پست
غزلبانو38 یکی مثل من این همه عاشقت یکی مثل تو بیخیالِ منهیکی هی شروع میکنه بازی و یکی بازی و هی بهم میزنه غزلبانو# برو به پست
غزلبانو38 هوای گریه دارم، بغض از من فقط یک شانه ی مردانه از تو رها در گرمیِ آغوشت از من پناهِ این دل دیوانه از تو غزلبانو# برو به پست