شده بی تاب شوی گوهرنایاب شوی
همچو یک کوه یخی ازهرم تنش آب شوی
یا که یک واژه شوی پشت سکوتی چوسراب
بروی دورشوی داخل مرداب شوی
شده اشوب کنی موج بر هم بزنی
یا که سکوتت دشت پر لاله را بر هم بزنی
شده قلبت اتش پر عشق شود
همه هستی خود بر در و دیوار زنی
شده بی تاب شوی هم قدم دشت وبیا بان بشوی
چشم بر هم بزنی یکه و تنها بشوی