غزلبانو‌ #

برای هشتگ "غزلبانو‌" 13 مورد یافت شد.

با اجازه از استارتر عزیز 


پاییز را وقتی که از درد تو سرشارم

بیش از تمام فصل‌ها من دوستش دارم

پاییز را باید ببارم با همین احساس

تا بلکه مرهم روی زخم خویش بگذارم

ابری شدن، باران شدن، جاری شدن با درد

تصویری از این روزهای سخت و دشوارم

شب خلوت و شب گریه و شب بی‌قراری‌ها

یعنی کماکان عاشقم، یعنی گرفتارم

آری گرفتار توام وقتی که در پاییز

دل از تو می‌گیرم، که جان خویش بسپارم

درد تو شیرین‌­است و اندوه غمت زیباست

دیگر نمی‌خواهم از این غم دست بردارم

پاییز را این‌گونه با لبخند می‌خوانم

پاییز را همراه این لبخند می‌بارم

تو نوبهار آرزوهای دلم بودی

داغ غمت، ای نازنین، داده­ است آزارم

آری "غزل­بانو" شدن احساس زیبایی است

وقتی که نامت می­شود موضوع اشعارم


غزلبانو‌#  

هنوز این خانه غمگین و هنوز انگار پاییز است

هنوز این کوچه از یاد غم دیروز لبریز است

نه یک لبخند نه باران، نه حتی اشک می‌خواهم

که در چشمان من هر چیز این دنیا غم‌انگیز است

مخواه از من بگویم واژه‌ها در واژه دردم را 

که هر اندازه دردم پیش چشمان تو ناچیز است

چه حال مبهمی دارم، وَ این خوب است پایانش

دلم از یاد تو، از فکر تو در حال پرهیز است

اگر در خاک دارم ریشه و همسایه‌ی خارم

اگر چه شاخ و برگم با تب طوفان گلاویز است

"غزل­بانویم" و می‌آورم فصل بهاری را

که از باران اشکم لاله و آلاله سرریز است


غزلبانو‌#  

پربازدیدترین تاپیک های امروز