2777

خدا #

برای هشتگ "خدا" 89 مورد یافت شد.

ن اومدم تایید شم و ن چیز دیگ.

از اونجایی ک وقت ندارم گزارش بزنین برام مهم نیس....

هدفم این بود کسانی ک مثل من شرایط خاصی دارن...و مردد بودن و مشکل حرف مردم رو داشتن نگران نباشن...منم میترسیدم ولی الان خداروشکر م.

تاپیک های بعد رو در پاسخ سوال شما دوستان  زدم.

درثانی تاپیک اول شرایط همسرم رو گفته ام...(در پاسخ دوستان ک گفتن شرایط چی بوده)

خدا# _یارتون 

بهترینا رو براتون ارزو دارم ...امیدوارم عشقتون کنارتون باشه...ک هیچ وقت شرایط خاصی نداشته باشید.



این احتمالات ک شما میگی مربوط به همه ی افراده ... من الان بیام به یکی همیشه مهربونی کنم لطف کنم دوسه ماه تمام، یه بار بیام درحقش لطف نکنم عادی باشم ازمن طلبکار میشه
یا وقتی یکی قضاوتم کرد یا اذیت کرد من سکوت کنم معلومه بیشتر برداشت بدمیکنه

اما یه سری افراد هستن که ذاتا مشکل دارن معمولا همه هم تو فامیل اینجور افرادو میشناسن.. اونها رو مانمیتونیم تغییر بدیم با اصلاح رفتارمون!! بلکه فقط خدا# باید تعییرشون بده که نمیده. یه معجزه میتونه تغییرشون بده

یه مثال مادرشوهرمن ادم عصبی هست. یه کلام نمیشه باهاش صحبت کرد. مشکل داره حسودس میکنه هرکی خوشبخت باشه حسودی میکنه و زندگیای تمام  زن برادراشو بههم ریخته  اخر سر پردشوهرم برش میداره میبرتش برو بیابون خونه میسازه الانم اونجان سال به سال نمیان دیدن اقوام یعنی کسی دوست نداره بیاد!
حالا برامادرشوهرم وضعیت حاد هست  خودتون بسنجین دیگه درجه بندی داره این حجم از مشکلات روانی. 

سلام دوست عزیز..

من بخاطر این کار اخرتون نتونستم یک کاربر خاموش باشم..راهنمای و حرفای دوستان خیلی مفید بود،فکر میکردم با توجه بهشون حرفی میزنید یا قدم برمیدارید.ولی با این حرفی زدید واقعیتش براتون خیلی متاسف شدم..

کاری با گذشته و حرفای روزای گذشته ندارم ولی خواهرم،این کار اخر شما حکایت همون جمله هست..《با دستای خودت داری زندگیتو خراب میکنی》. اگه نمیتونستی درست تصمیم بگیری کاش سکوت و تفکر رو برای خودت حکم میکردی..

چیزی که من نتیجه گرفتم ،علاقه همسرتون از شما خیلی بیشتر هست..با تموم کم کاری های ایشون ،بازم ایشون اخرین راه رو طلاق نمیدونند.میدونید این جمله چقدر سخت هست شنیدن و گفتنش؟!!!

یعنی حتی تجربیات و لحظات خوب شما اصلا ارزش نداشت به هم دیگه وقت بدید؟! یعنی زندگی هردوتون انقدر بی ارزش هست که دارید تو فضای مجازی تصمیم گیری میکنید؟! یعنی شما اولین بوسه ،اولین نگاه عمیق،اولین نوازش ،اولین دوستت دارم و... رو بدون عشق نثارش کردید که حالا بدون کوچکترین تردید بحث جدایی رو وسط میکشید؟!  

اون اقا هیچ..شما حداقل حرمت تمام این لحظات مقدس تون رو نگه میداشتید...! تاسف.تاسف

اولا اشتباه شما این بود که دو ماه نامزد موندید.این زمان برای شناخت همدیگه خیلی کم هست حالا مخصوصا برای شما..پیشنهادم برای شما و همسرتون مخصوصا اینکه زودتر بزرگتر بشید و عاقلانه تر فکر کنید چون هر دوی شما مثل بچه رفتار میکنید.. شما باید جای این بحث های بی ارزش همدیگر رو میشناختید.جای این دعوا باید نقص های رفتاریتون شناخته و با حرف زدن حل میکردید تا بعد عروسی   بین خودتون حل شده به فراموشی تقدیم میکردید.باید شما الان برای داشتن یک زندگی خوب برنامه ریزی میکردید نه اینکه ساعت شماری کنید برای اولین پیغام. 《برای همه ی اینها فداکاری لازم هست ولی هیچکدومتون نمیخواید از غرور کاذب خودتون رد بشید یا اشتباهات رو قبول کنید》 با جمله ی من میخوام برم خونه ی مامانم یا شب میریم شام بیرون ، با تیکه انداختن نمیتونید مشکلات رو حل کنید.باید جای اینها گرسنه تا صبح مشکلات ،ضعف ها رو صحبت میکردید تا حل نکردید،همدیگر رو ول نمیکردید.ولی انقدر بیخیال هستید که اون اقا اول یه دل سیر به شما حرف میزنه بعد میشینه بستنی میخوره، حالا نوبت شما هم میشه فقط جمله ی منو برسون خونه رو میگید..! 

این کار ها چیه اصلا..شما زندگی رو بازی گرفتید..اگه این همه راحتید و پایبند،لطفا مقابل خانواده هاتون این رفتار هارو نشون بدید ،شاید اونموقع به جدیتش پی ببرید. 

لطفا# بشینید باهم تو دعوا ،مشاجره ها  حرف بزنید نه اینکه با چند ساعت رویایی نقطه بگذارید و از فردا ، از نو شروع کنید!

دیگه بعد اون جمله مزخرف(جدا بشیم؟! ) انتظار دارید همسرتون هندی بازی دربیاره بگه اه عزیزم..هرگز..من بدون تو نمیتونم.میمیرم.!!!؟

پس نشناختید انگار اقایون رو..هیچوقت جنس مذکر غرور شون رو زیر پا نمیگذارند.تا به عمق جدی بودن پی نبرند،هیچوقت قدم برنمیدارند. با شنیدن جوابشون نمیدونم چطور نتیجه گیری کردید که دوستون نداره!!! ایشون خوشبختی شما رو میخواد که این مسئولیت بزرگ رو قبول کرده خب..چون میخواهند خودشون شما رو خوشبخت کنند.یکم تفکر لطفا..!  

اقایون به زبون نمیارند ولی با عمل نشون میدند،برای همین هم موقع حرف زدن،خرابکاری زیاد میکنند چون بلدن نیستند متاسفانه..انگار شما هم به این جمع اضافه شدید چون اصلا نمیدونید چی بگید.خواهر من این چه حرفی بود که برگشتید گفتید؟! 

شما گفتید تصمیم ندارید حرف بزنید فعلا وگرنه دوستان از مقدمه شروع میکردند تا اخر به گفتن ولی با جملات سنجیده تر.. 

جایی پرسیدید چطوری مقایسه نکنم..خواهرم همه چیز به پررنگ بودن عشق و علاقه شما توی روح و جسمتون بستگی داره..باید انقدر خوبیو عشق همدیگر تو سفت آغوش بگیرید تا چشمتون غیر از همدیگر رو نبینه..یکدیگر رو ملکه ذهنتون کنید.

حرف اخر..《مثل تام و جری رفتار نکنید..بشینید با هم رو در رو حرف بزنید،مشاوره برید،قبول کنید،به همدیگر رفتار درست یاد بدید ولی فرار نکنید》

دیگه حرمت زندگی مشترک با تکرار جدا بشیم ،جدا بشیم پایین نیارید!

زندگی رو تبدیل به بازی و تفریح نکنید!

امیدوارم حرفامو خونده باشی..جملاتم رو سعی کردم با نرمی بیان کنم هرچند خیلی عصبانی و ناراحت بودم..اگه جایی تند رفتم، شرمنده..چون دیگه نمیتونستم بیشتر  از این بیننده ناراحتیت باشم.برای همین عضو هم شدم.اگه کمی حرفام برات مفید و تاثیر گذار بود ،با افتخار درخواست دوستیتو قبول میکنم. ;) حتما از جریان زندگیت با خبر کن.اگه سوالی داشتی،هستم..💙🌼

بلند# شو و بخاطر عشقت و زندگیت بجنگ.. 

خدا#  به همرات🙏

ماملت خودمون خودمونوتحریم کردیم،ریختیم بازاردلار۱۷تومنی روکردیم۱۸تومن،تاخونه های همدیگروخراب کنیم ولی خدابزرگه حالاتازیر۱۰تومنم میره.دوست دارم حال اون عزیزانیوکه هزارتاهزارتاخریدکردن یاجنساشونوانبارکردنوبپرسم..

حالتون چطوره؟؟،؟؟؟؟؟؟😒😒

فراموش نکنیم که خدا# بزرگه😍

داغ ترین های تاپیک های امروز