چند شب پیش بهش گفتم بریم بیرون یه جای متفاوت تر از همیشه بریم گفت پول ندارم گفتم خرید نمیکنیم شام هم نمیخوریم فقط یه سیب زمینی میخوریم و برمیگردیم باز گفت ن نمیشه. ۵۰۰ دارم ولی اگه تو رله ماشین خراب بشه یا اتفاقی بیوفته نمیتونم به کسی رو بزنم که آبروم میره. گقتم چرا انقد نفوس بد میزنی نیم ساعت راه تا یه رستوران ماشین چرا الکی باید خراب بشه. هیچی دیگه یکم اصرار کردم پشت تلفن داد زد سرم بعدش پیام دادم که حالا امشب پول نداری حوصله نداری بیخیال اصلا بیرون نمیریم مجبور که نیستیم. اینو گفتم دوباره زنگ زد فحش و داد و بیداد کرد. منم با اینکه ناراحت شدم ولی اومد خونه اصلا به روی خودم نیاوردم ولی خودش کش داد و سرسنگین بود. منم لجم گرفت منم باهاش سرسنگین شدم آخه من که کاری نکرده بودم.
هی کش داد پریشب بهش گفتم چیزی نشده حالا که عین طلبکارا برخورد میکنی اینو گفتم وسیله پرت کرد به در و دیوار. دوباره سرسنگین بودیم تا دیشب که خودش بهم گفت من اگه تو قیافم من اگه داد زدم وسیله پرت کردم تو باعثشی حقته. منم گفتم تو منو یه بیرون نمیبری سرم داد هم میزنی من تمومش کردم گفتم نمیریم باز تو واس چی طلبکاری؟ تو باید از دلم در بیاری ن من. بعدشم دوباره داد و بیداد و فحش و پرت کردن وسیله ها،منم هرچی از دهنم دراومد بهش گفتم بخاطر یه بیرون رفتن چه داستانی درست کرد. الانم تو قیافست جواب تلفنمو حتی نمیده. چند بار کوتاه اومدم جوگیر شده ولی این دفعه من واقعا تقصیری نداشتم هیچ جوره کوتاه نمیام. نظر شما چیه؟ چیکار کنم خودش بیاد سمتم؟