من همینم
تمامم را در رابطه میگذارم
بلد نیستم کم باشم
بازی کنم
اون جلو آمد من عقب بروم
اون خواست من نخواهم
از این سیاست ها که هی مشاورها و دوست ها به ادم یاد میدهند بلد نیستم
من بلدم تو را صبح بخوانم و شب گوش دهم
من تو را دوست داشتن را بلدم
که نگران تو باشم
که هم درد خستگی هایت باشم
من خودم بودن را بلدم
و این من بودن گاهی بازنده بودن است
من تو را باختم...