آقا امیر علی من ی مشکل خیییلی بزرگ دارم که تا الان نتونستم به کسی بگم چون خجالت میکشم و از شماتت میترسم
ولی واقعا زندگی من رو تحت تاثیر قرار داده و معنویاتمرو زیر سوال برده
امیدوارم شما بتونیدکمکمکنید
من از دوران مجردی به یکی از پسرهایفامیل خیلی علاقه داشتم و روز و شب به فکرش بودم
البته بدون اینکه بروز بدم این علاقه م رو،البته اون آقا هم کلا شاید سالی یکبار هم رو میدیم و در حد سلام و علیک
و من از ایشون هیچ گونه عکس العملی مبنی بر علاقه شون به خودم ندیدم ولی نمیدونم چرا من دوستش داشتم شاید چون ویژگی ظاهریشاونیبودکهمن میخواستمویکیهمشوخطبعیش
اینم بگم ظاهرشهمهپسند نیست اصلاولی توسلیقهی منه
حالا با اینکه من الان ۱۶ ساله ازدواج کردم و دو تا بچه دارم نمیتونم فراموشش کنم با اینکه هیچ وقت هیچی هم ندیدم از این آقا ،ولی نمیتونم از ذهنم بیرونشکنم
از خودم متنفر میشم از خدای خودم خجالت زده هستم ولی نمیدونم چکار کنم
شاید باورتوننشهخیلی اخلاق های بدی داره وخیلی از فامیلمان ازش بدشونمیاد منم خیلی تو دلم بهش فحش میدم ولی بازم از ذهنم بیرون نمیره که نمیره
در ضمن ایشون با ۴۷ سال سن هنوز ازدواج نکردن
خواهش میکنم یه راهی نشونم بدین خلاص شم😔