2789
عنوان

خودکشی

188 بازدید | 15 پست

دلم میخواد بمیرم ، هر روز که میگذره به بی عرضگیم بیشتر پی می برم ، داداشم منو وادار کرده چادر بپوش برو دانشگاه در حالیکه من اصلا وضعم بد نیست من از چادر متنفرم ، بعدازظهر ماشین و برداشتم خورد به دیوار هر چی فحش از دهنش دراومد گف حالا خوبه مال اون نیس بابامم تهرانه ، خستم هر روز سرزنش هر روز سرکوفت هر روز اجبار به چیزی که دوسش نداری 

میخوام خودکشی کنم

نی‌نی سایتی‌های عزیز


دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟


توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...


به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷   مشاهده: 



امشب همه میخوان خودکشی کنن واقعا دلایلتونم برا خودکشی  قابل قبول نیست بگیر بخواب فردا یادت میره

شنیدن کی بود مانند دیدن ، نمیدونی من از بعدازظهر تا الان چقد سرکوفت از داداش سگمو مامانم شنیدم

چرا حرف های نا امید کننده می زنی عزیزم همیشه راه حل هست  بگو من بزرگ شدم و به عنوان یک دختر که باید خودش رو حفظ کنه.. از یه چادری هم بیشتر مراقب هستم و خودم رو حفظ می کنم...بیا خودت من رو ببین

شنیدن کی بود مانند دیدن ، نمیدونی من از بعدازظهر تا الان چقد سرکوفت از داداش سگمو مامانم شنیدم

منم  کشیدم این چیزارو گذشته رفته الانم زندگی به مرادم نیست اما  خودکشیم راهش نیست 

من هم از مادرم کشیدم هم از شوهرم انقدر  همون مادرم بهم تهمت انگ  رابطه با پسرارو زده که من هیچوقت اینکاره نبودم یا شوهرم انقدر عذابم داده  اما چی کنم این سرنوشت منه 

من چادر دوست ندارم اون منو وادار میکنه میگه باید چادر بپوشی

من ۶ سال تمام  بزور چادر پوشیدم علنا گریه میکردم داد میزدم من چادر نمیپوشم همه مسخرم میکنن  مامانم میگفت غلط کردی باید بپوشی یا بمیری 

دقیقا مامان منم همین کارو کرد امروز ، 

مامان من چمدون میاورد میداشت جلوم میگفت برو دختر من نیستی  یبار پاشدم برم همونجا افتادم زیر کتکاش  شد بار اخرش بگه برو  همیشه کتکم میزد سر هرچیز بیخود تااینکه سنم بیشتر شد منم ناخوداگاه حین کتک خوردن عکس العمل نشون میدادم  دیگه نزد دید زورش بهم نمیرسه 

مامان من چمدون میاورد میداشت جلوم میگفت برو دختر من نیستی  یبار پاشدم برم همونجا افتادم زیر کتک ...

واقعا اینا مادرن؟ ای کاش امشب بابام بود ، ایشالا وقتی بیاد مستقیم بیاد سر مزارم

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز