2777
2789
عنوان

کیا افسردگی زایمان داشتن وخوب شدن ؟

685 بازدید | 100 پست

بچتونو دوست داشتید من تا ۲ماه پیش عاشقش بودم یکهو افسرده شوم اصلا حسی بهش ندارم دوست دارم نباشه زندگیم مثل قبل شه همش برمیگردم گذشته ۵ هفته بودم که فهمیدم حامله م  میخاستم سقط کنم که شوهرمو مامانم نذاشتن سقطش کنم همش میگم کاش سقط کرده بودم قلبش تشکیل نشده بود گناه نداشت همش دعوامیکنم باشوهرومامانم که نذاشتن سقط کنم حالم بده دکترم رفتم بچه دوممه فقط همه میگن ناشکری نکن یه پسر خوشگل خدابهم داده ولی نمیخامش هی میگم بیایید ببریدش من نمیخامش  

ببین برای خارج از تهران که ویزیت آنلاین رایگان دارند، ولی اگه تهرانی و می تونی هزینه کنی حتماً یه نوبت از مرکز تندرستی دکتر گلشنی بگیر تا تمام مشکلات بدنت یکبار کامل چکاب بشه.

من خودم هم پای پرانتزی داشتم هم گردن درد ، همسرم هم کف پای صاف و کمردرد شدید داشت جفتمون با ورزش تخصصی و آبدرمانی الان خیلی بهتریم.

این شمارش: ۰۲۱۲۴۵۰۱۰۰۰

اینم لینک دریافت نوبت ویزیت آنلاین رایگان

من تا ۶ ماه افسردگی داشتم و تا ۴ ماهگی فقط شیر میدادم اونم ب زور بعد از پیشم‌میبردنش اصلا نیمتونستم ...

منم الان همینطورم فقط به نبودش فکر میکنم همش میگم ناخاستست من چرا سقط نکردم ازصبح تاشب فکرمیکنم من بچه دوم نمیخاستم چرا به حرف مامانم گوش دادم چرا چرا چرا

منم افسردگی داشتم از همون اول حس خنثی داشتم نسبت بهش نه دوستش داشتم نه از این متنفر باشم حساس هم بودم سرش ولی الان عاشقشم یه ساعت نمیبینمش میمیرم

میشه ازتون خواهش کنم برای سلامتی مادرم دعا کنید حتی فقط در حد یک صلوات  مادرم خیلی سختی کشیده رنگ خوشی ندیده  و توی زندگی من هیچی برای من با ارزش تر از مادرم نیست هر کی برای مادرم دعا کنه منم برای آرامش زندگیش و رسیدن به تمام آرزو هاش دعاش میکنم😚اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجه  تیکر تولد دو سالگی پسر عزیزم هست مادرت قربون چشمات بشه😍😍😍😍
حتما باید دکتر بری،چون مال من در حد بغض و گریه بود ولی بچمو‌ خیلی دوست داشتم خودش خوب شد اما در این ...

رفتم دکتر داروها هم خواب آور فقط الان یه نصفه آسنترا شبا میخورم اصلا نمیتونم تنها باشم یه بچه کلاس اولیم دارم دعا کن خوب شم حالم خیلی بده کاش بمیرم طفلک بچه م

منم الان همینطورم فقط به نبودش فکر میکنم همش میگم ناخاستست من چرا سقط نکردم ازصبح تاشب فکرمیکنم من ب ...

نه من میخواستم خودم اقدام کردم اما بخاطر زایمان بدی ک داشتم از چشم بچم میدیدیم باور کن الان ک ۴ سالشه عکسای نوزادیشو‌میبینم اصلاااااا اون روزا رو یادم نمیاد چون تو عالم دیگه بودم واسم تعریف میکنن گریه میکردی هیچی نمیخوردی اصلا باورم نیمشه ولی من مشاور رفتم با روانشناس حرف میزدم

منم افسردگی داشتم از همون اول حس خنثی داشتم نسبت بهش نه دوستش داشتم نه از این متنفر باشم حساس هم بود ...

خدا مادر عزیزتو شفا بده انشالله

آخرش قشنگه...اگه الان قشنگ نیست یعنی آخرش نیست.
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792