سلام خوبید بچه ها من چند روز پیش رفتم النگو گرفتم.. 100تومان شد بعد یک هفته مادرشوهرم دید اصلا به روی خودش نیاورد جاریم همه جلوش تبرک گفتن اصلا هیچی نگفت فقط ساکت شد رنگش پرید اصلا معلوم بود حالش حسابی خراب.. بعد منم گفتم مهم نیست اومدیم خونه شوهرم گفت مامانم دید النگو هاتو گفتم اره اما یه تبریکم نگفت گفت احتمالا متوجه نشده گفتم مگه میشه همه جلو چشمش بهم گفتن مبارک.. برگشت خندید گفت از حسودیش عیبی نداره فردا میرم اون تک پوشم که دیدی بخری بزار بیشتر حسودی کنه منم امروز میخوام برم بخرم تک پوش اما موندم چرا همه چیز خودشون میخرن من زود میگم مبارک از ته دل خوشحال میشم چرا اینطورین
من به همه خواسته هام رسیدم و میرسم آرزو ب دل تو گور نمیرم تازشم برای اون دنیامم کلی توشه میخوام جمع کنم آخه ما اینجا مسافریم میدونید که زندگی واقعی و من و شمای واقعی اونجاس اینجا ما ی کالبد مثل یک جلد و لباسیم موقعش که برسه این لباس پر از درد و غم و رنج مادی رو میزاریم زمین و خیلی سبک و سریع میوفتیم تو تونلی ک هدایت میشم ب سمت حساب کتاب مبادا حتی شاخه درختی رو بشکنی حق کسی رو بخوری میگن اونجا بیشترین چیزی ک بازخواست میکنن حق مردمه حق الناسه مبادا گردنت بمونه وگرنه اونجارو هم خراب کردی خدا کمکمون کنه خدارو هزار بار شکر زندم ن بخاطر ترس از مردن بخاطر اینکه فرصت دارم اشتباهامو جبران کنم و در آخر یک صلوات بفرست برای حاجتم خدا خیرت بده ⚘
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
دوست داشت با کل شهر بخوابه..... منم دیگه بیدارش نکردم! (من وانمود کردم دردم نیومد، اما درد پیرم کرد) :( زمان شما محدوده ، بنابراین زندگی خودتونو برای زندگی دیگران از دست ندید! ❤️اونجا که شادمهر میگه،بهم قول داد ولی هربار خلافش اتفاق افتاد ، اونم دوست داشت منو اما نه اونقدر که نشون میداد