راست میگی. من تا حالا جز حال بد واسه هیچکی هیچی نداشتم. راست میگن. همه در موردم راست میگن. میگن بدم، راست میگن. میگن دیوونم، راست میگن. خودخواهم، راست میگن. اینکه برسی به این نقطه و یهو بفهمی که همه راست میگن سخته ولی خب واقعیت اینه که راست میگن. واقعا سخته! راست میگم. یه چند وقته حالم دیگه اون حال همیشگی نیست. میخوام عوض شم چون این آدم دیگه اون آدم همیشگی نیست. میخوام از ته دل بخندم و واقعیت اینه که این دل خیلی وقته اون دل همیشگی نیست. پوکیدم! میخوام استعفا بدم از خودم برم گم شم لابلای سیاه مشقام و اونقدر کلمه بالا بیارم که دیگه مغز برام نمونه. فکر برام نمونه. هیچی از این مزخرف که خودم واسه خودم ساختم نمونه. من که دیگه از فراموش شدن نمیترسم، پس کاش بشه و برسه وقتی که دیگه هیچکی منو یادش نمونه! من دیگه نمیخوام باشم. جدی میگم. بودنه من نه به درد تو میخوره نه به درد من! بودنه من توش فقط غم و غصه و بدبختیه. بودنه من مهم نیست، بودنه خودتو بچسب. همهی کارامو برات یادگاری میذارم. ببخش منو اگه قوی نبودم. ببخش منو اگه آدم بهتری نبودم. ببخش منو اگه جا زدم و از تو انتظار دارم که هیچوقت مثل من جا نزنی! ببخش ولی من دیگه واقعا نه میکشم، نه میتونم بکشم و نه میخوام که بکشم. بهم قول بده که همیشه واقعی باشی، حتی اگه به ضررت بود! همین برام کافیه. مراقب خودت باش. نگران منم نباش! دیگه نیازی نیست منو بشنوی ، شنیدن من فقط گوشاتو اذیت میکنه ، منو نشنو ! . . . 🌾