سلام برادرشوعرمم رفته ماموریت یک ماه بعد مارفتیم خونه مادرشوهرم جاریمو بچه شم بودن من خودم باردارم ویک بچه دارم این بچه جاریم به شدت بی ادب یکسره دخترمو میزد ومنو میزد وفحش میداد جاریمو مادرشوعرمم به کارای این فقط میخندیدن حالا موقع رفتن شده باما میخواد بیاد خونمون هرکار کردیم نشد مجبور شدیم واستیم خونه مادرشوعرم من ازساعت ۱۰صبح بیدارشدخ جامم عوض شده خابمم نمیبره دارم دیونه میشم حالا شوهرم گیرداده یکشنبه اینا بیان خونمون چیکار کنم به نظرتون
سلام دخترا، من چند ساله از سامانلعیا خرید میکنم و همیشه هم از کیفیت و تنوع کارهاش راضی بودم. چون اینستا نیست، الان کانالشون رو توی بله فعال کردن و بیشتر مدلهاشون رو اونجا میذارن با تخفیف و شرایط اقساطی.
گفتم اگه کسی دنبالشون میگرده، از اینجا میتونه پیداشون کنه
اگه واقعا مادرشوهرتو جاریت به خرفاش میخندن،یعنی از حرفاش خوششون اومده ،هر کی جای شما بود زود جمع میک ...
آخه باید میبردمش خونه که دراونصورت تا ۴صبخ باید کیسه بوکس آقا میبودیم .درکل آدم دلسوزی هستم و همین جاریم وقتی دخترمو داشتم ازشیر میگرفتم یکبار بچه شو نیورد با دخترم بازی کنه تا بهونه میگیره بااینکه من ازش درخواست کردم