2777
2789
عنوان

حسرت داشتنش منو میکشه 😭 چیکار کنم

| مشاهده متن کامل بحث + 1902 بازدید | 116 پست

سختههه زیاد عشق الکی نیست و زور میخواد باهاش کنار اومدن 

قوی باش محکم 

مطمئنم خدا دوست داره که رفت با این شرایطی که گفت چندی پس از ازدواج تحمل اون شرایط برات دشوار میشد تا جایی که دیگه عشق یادت نیرفت و برای رهایی از اون شرایط حاضر بودی هر کاری بکنی 

حکمتی بوده مطمئن باش 

کبوتر با کبوتر

باز با باز 

آدما چهار دسته‌ان:یا ممدن یا علی یا فاطمه یا زهرا                بقیه دوستای اینان😐😕😂
۷سال عمرمو به پاش گذاشتم رفت..ولی من هنوز زندم خواستم بگم نمیمیری ولی زجرکش میشی شابد خیلیا بگن میگذ ...

وای عزیزم چرا رفت

 ❤️بعد از دو تا سقط و ناباروری خدا دو تا پسر ناز بهم داد🙏🌹دعا کنید خدا به همه منتظرا فرزند سالم و صالح عطا کنه. کاربری قبلیم ترکید از سال 98 عضو بودم.

ببین برای خارج از تهران که ویزیت آنلاین رایگان دارند، ولی اگه تهرانی و می تونی هزینه کنی حتماً یه نوبت از مرکز تندرستی دکتر گلشنی بگیر تا تمام مشکلات بدنت یکبار کامل چکاب بشه.

من خودم هم پای پرانتزی داشتم هم گردن درد ، همسرم هم کف پای صاف و کمردرد شدید داشت جفتمون با ورزش تخصصی و آبدرمانی الان خیلی بهتریم.

این شمارش: ۰۲۱۲۴۵۰۱۰۰۰

اینم لینک دریافت نوبت ویزیت آنلاین رایگان

بقدری فراموش کنی که یادت بره روزی قراربوده از نبودنش بمیری، وقتی بهت گفت دوسال فقط باهات تومجازی بودم حالا شده هنوزم درگیرشی؟ بنداز دور افکار همچین ادمی روووووووووو، ان شاءالله اونی ک لیاقتتو داره هرچه زودتر وارد زندگیت میشه و روزای خوبت شروع میشه

دختر تهرانی با پسر روستایی؟؟؟ انگار رمان دهه ۴۰ هست

بخدا داستان ما از رمان ها خیلی دردناک تر شده واسم ، ده سال اختلاف سنی و تفاوت ظاهری و فرهنگی و خانوادگی و … هیچ جور بهم نمیخوریم ولی نمی‌دونم چرا دوسش دارم 

دورت بگردم رسم روزگار با بعضی عاشقا خوب تا نکرده ی روز بهترینا نصیبت میشه غم نخور تو اولیش نیسی آخریشم نیسی میگزره با هرچی میتونی خودت سرگرم کن روزا شبام بیا اینجا حرف بزنیم یذره از فکرش بیای بیرون ایشالا خدا یکی سر راهت بزارع بهتر از اون ارزشت خیلی بالاتر از پسر روستایی🙏

دوست عزیز الان عاشقی متوجه نمیشی ولی سعی کن با خودت کنار بیای و کم کم از دهنت بیرونش کنی شش سال پیش حال الان تورو داشتم تو حسرت آغوش کسی که دوسش داشتم اونم بچه روستا بود منم هیچی برام مهم نبود بهش رسیدم به اون آغوشم رسیدم باهاش روستا هم میرفتم باغ و کشاورزی و دام و.... می‌دونی آخرش چی شد سه بار بهم خیانت کرد وقتی پنج ماه باردار بودم به بدترین شکل بهم خیانت کرد و آنقدر بداخلاقی کرد که من خودم جا گذاشتم رفتم و اصلا نیومد دنبالم چون با یه زن مطلقه بود گوش کن به حرف من اصلا اصلا اصلا به حرف دلت گوش نکن با عقلت فکر کن تو توی تهران بزرگ شدی فرهنگ روستا خیلی خیلی اذیتت می‌کنه خودتو پایین نیار برای اون خودتو اذیت نکن قوی باش دلتو از سنگ کن با چشم بازززززززززز تصمیم بگیر توروخدا نه مث من که با یه بچه سه ماه طلاق گرفتم 




سخته ولی به این فکر کن که خانواده اش راضی نبودن و مشکلاتت بعد از ازدواج بیشتر می‌شد، بعد هم آدم تا داغه همه ی شرایط رو قبول میکنه ولی شما فکر کن از شهر به روستا میرفتی از تب وتاب اولیه میفتادی ناسازگاری شروع می‌شد و در آخر دست طرف مقابل قبل از ازدواج رو شد که حرفاش باد هواس

بیکاری؟  انقدر پسر خوب با موقعیت خوب برات هست  ول کن میرفتی روستا اذیت میشدی

روستا که به هیچ وجه نمیتونستم برم ولی خاستگار دیگه بازم داشتم دلم نمیتونه کسی رو جایگزین این کنه از بس بهم ابراز علاقه کرده و از خودش رفتارای خاص نشون داده که باب دلم بوده و هر کسی این خصلت ها رو نداره مسخره بازی و شوخی و خنده و ایناش دلمو برد 

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز