سلام بچه ها بهد ۷ سال بیکاری شوهرم رفته یه فروشگاه فروشنده شده اصلا کارش و دوست ندارم اونم یه پاساژ بزرگ تو جنت اباد پر لش و لوش بدبختی چون تو این ۷ سال هی گفتم برو سرکار هر چی میگم کارت و دوست ندارم میگه مریضی تو خودت گفتی برم سرکار دارم روانی میشم
اگه به دلت نیست که بره سعی کن نزاری بره ان شااالله ک یه کار بهتر پیدا کنه
مگه گوش میده چند وقت پیش گفت کار من همین میخوای برو منم لباسام و جمع کردم به مامانمم گفتم هی معذرت خواهی کرد ولی کارش و عوض نمیکنه میگه بعد ۷ سال کار پیدا کردم حالم خوب عوض نمیکنم من دارم روانی میشم براش مهم نیست
سعی کن یه کاری براش پیدا کنی که از رفتن به اونجا منصرف بشه
رفتم از مهاباد لباس بچه اوردم گفتم باهم بفروشیم گفت دوست ندارم هر کاری گفتم میگفت نه اینجا پسر عمه اشم هست چند بار اومد دهنش بوی عرق میداد وقتی تو انبار میتونن عرق بخورن هزار تا کار دیگه هم میتونن بکنن
💚 تو کپی کوچکی از معشوقه ات هستی❤️.تمام زندگیم این بود = محبت حضرت علی (ع)❤️توی این دنیا زندگی خوب فقط برای کسایی بود که طالعشون به امامشون گره خورده بود ❤️یا مبدل السیئات بالحسنات... طالع من رو هم به امام زمانم گره بزن ❤️
نه مشکل مالی نداریم ولی نمیشه که نره سرکار اومد خاستگاری من ساختمان ساز بودن با باباش ۱ ماه بعد عروسی بیکار شد من دختر بودم از ۳ شغل متنفر بودم پزشک استاد دانشگاه فروشنده دقیقا هم دست گذاشت رو نقطه ضعف من