الان نمیدونم چرا یهو دلم خواست یه رمانی که نزدیک ۴سال پیش خونده بودم رو بخونم ولی هر چی به مخم فشار میارم اسمش یادم نمیاد
خلاصشم دختره دانشجوی تربیت بدنی بود طبقه بالای خونه یه پیرزنی رو اجاره میکنه دوستشم گهگداری میاد پیشش وسطای رمان درست یادم نمیاد ولی اخرش دوست دختره با پسر صاحبخونه دختره ازدواج میکنه خود دختره هم با دوست پسر صاحبخونه که فک کنم همسایه هم بودن ازدواج میکنه پسرا هردوتاشون پلیسن
اسم پسره فک کنم عطا بود شایدم امیر عطا دختره هم فامیل پسره رو مسخره میکرد
تروخدا هر کی اسم رمانو میدونه بگه و اگه اشتباه نکنم اسم رمان اسم دختره بود