من تازه زایمان کرده بودم عادت داشتم همیشه برق یکی از اتاق هارو روشن میزاشتم و خودمون تو پذیرایی میخوابیدیم چراغ و روشن میزاشتم ک نصف شب صورت پسرمو ببینم ک ی موقع بالا نیاره خلاصه ی شب از خواب پریدم و دیدم کل خونه کااااملا تاریکه حتی از کوچه هم هیچ نوری نمیومد نگاهم افتاد ب اتاق یک جفت چشم داشت منو نگاه میکرد🥵 تا من نگاهم بهش افتاد کاملا غیب شد من حتی نمیتونستم کلمه آیی حرف بزنم فقط تونستم سرمو ببرم زیر پتو باورتون میشه بلافاصله انگار بیهوش شدم تا خود صبح، صبحش داشتم داستان و پشت تلفن ب خواهرم تعریف میکردم میز روی سرامیک انگار کشیده شد😐😑 نگاهش کردم دیدم ی زره هم تکون نخورده فقط صداش اومده داشتم ک میز و نگاه میکردم صدای قاشقا از تو جا قاشقی اومد☹️ درصورتی ک من تنها بودم
بعد اون قضیه دیگه اتفاق اینجوری برام پیش نیومد ولی نصف شبا از خواب می پرم دقیقا همون اتاق انگار ی جوریه حالا نمیدونم من حساس شدم یا واقعا اون اتاق چیزی هست
شماهم اگه از این اتفاق ها براتون افتاده بگید 🙂🥲💔