واس کارای جلب شوهرم پام ب کلانتری باز شد سرهنگه بهم گیرداد مثلا میخاد کمکم کنه بعد چون ی اشتباه اداری خودشون کردن گفت خودم میام همراهت دادگاه منم ک روندش نمیدونم فک کردم عادیه قراره با ماشین پلیس بریم گفت ن ماشین یدونست شما برو بیرون من با ماشینم میام و رفتیم دادگاه و نامه مو درست کرد فقط خانمه تو دادگاه خ چپ چپ بهم نگاه میکرد بعد گفت واست نقطه زنی میکنم شوهرت پیداکنیم بعدا ب وکیلم گفتم این شکلی شد 😑گفت درازاش چیزی ازت نخاد 😕حالا اونروز شمارشو داد و گفت میرسونمت خونتون متولد چندی و همسن همسرمی و چ جالب
دیدم متاهله یچی گفتم دست و پاش جمع شد الان باهام ذشمن شده برگمو نمیده بهم یکماهه تو کلانتری مونده همش سرمیدوونن منو 🤕😭
نگین لابد زشت و پیره
هم جوون و قدبلند هم خوشگل و خوشتیپ فقط متاهله
اعصابم خرده آخه وکیلمم اونم خوش تیپ و مهربونه زن داره
همش مردای زن دار بهم گیر میدن دارم دیوونه میشم
بخدا حجابم خوبه محجبه مانتویی ام سبکسر نیستم لاس نمیزنم