2777
2789
عنوان

دوست

165 بازدید | 17 پست

چقد زندگی مزخرف شده برام. دوست پسرم ازدواج کرد چند ماه پیش. که چندین سال با هم بودیم. حالم خوب نیست اصلا. هر چند قرار ازدواج نداشتیم ولی خیلی شوکه ام.  خبری ازش نبود و بعد دو هفته اومد گفت ازدواج کردم. گفت از این زندگی تنهایی  خسته شده بودم و یکی می خواستم خونه رو جمع کنه. چند ماهه چیزی تو وجودم مرده. افسرده شدم. شما بودین چی کار می کردین با این همه دلتنگی. و این همه دلبستگی که داشتین و یهو همه چیز خراب شد. 

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

چه نامرد بوده طرف 🚶🏻‍♀️

به نظر خودش نامردی نکرده. چون قراری نداشتیم. ولی کسی که کسی رو به خودش وابسته می کنه حق نداره اینجوری بره. حتی اگه زبونی قراری وجود نداشته باشه 😭


به نظر خودش نامردی نکرده. چون قراری نداشتیم. ولی کسی که کسی رو به خودش وابسته می کنه حق نداره اینجور ...

دیقا راست میگی 

‏من دیگه نمیدونم چی درست و چی غلطه؛ شانسی دارم ادامه میدم زندگیمو😐
عزیزم واقعیت هارو باید قبول کنی...اون هیچ تعهدی نسبت به تو نداشت یا تو نسبت به اون...

نداشت؟ تعهد مگه فقط به زبونه. وقتی کسی رو به خودت وابسته کنی یعنی تعهد و مسئولیت. کی گفته تعهد فقط وقتیه که اسمت تو شناسنامه طرف بره. وقتی چند سال با یکی باشی یعنی تعهد داری بهش. در مقابل اشک‌هایش تنهایی‌اش و... مسئولی 

چرا حالت خوب نیست. چیز خاصی بینتون نبوده

شما اونجا بودی که میگی چیزی نبوده؟ چهار ماهه دارم می میرم از بد حالی و دلتنگی. وابسته شدم. ده سال با یکی باشی زمان کمی نیست 

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2843
2834
2835
پربازدیدترین تاپیک های امروز
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز
توسط   دختر_آرووم  |  13 ساعت پیش
توسط   بودلی  |  10 ساعت پیش