وای توچهار سال تازه فهمیدن حالا شغل شوهرت چیه میتونه رعایت کنه راستی بهش بگو نکران نباشه سخت نیس روز عمل شوهرم کسی بهم نکفته بود اسونه وما هردو ترس داشتیم من اونقد گریه کرده بودم که دگتر میکفت میخوای توبجاش برو شوهرم میدونس من نکرانم واون نکرانیشو پنهون میکرد بعد عمل فقط شوهرمو بغل کرده بودم چون یکم درد داشت ونانازیه وتحملشونداره ولی وقتی اوردیم خونه خیلی ازش مراقبت کردم ومدام جای عملشوتمیز میکردمک ولی شوهرم زیاد درد کشید چون روز بعد عملش داییش مرد وبرا اینکه کسی نفهمه مجبور شد راه بره وزیاد طول کشید بهتربشه
برایم دعا کن.اجابتش مهم نیست نیاز من ارامشی است که بدانم توبه یادمی.....