2777
2789
عنوان

دیدمش 💔

578 بازدید | 24 پست

چند سال پیش روز عقدمون از خواب بیدار شدم دیدم همه چی ریخته بهم 

حتی خودش رو ندیدم 

خیلی دوسش داشتم

چند روز پیش دیدمش احساس میکردم دوسش ندارم و دوسم نداره 

ولی  به شدت استرس گرفتم از دیدنش حتی پاهام میلرزید 

به نظرتون چرا انقدر مضطرب شدم؟

سلام دخترا، من چند ساله از سامان‌لعیا خرید می‌کنم و همیشه هم از کیفیت و تنوع کارهاش راضی بودم. چون اینستا نیست، الان کانالشون رو توی بله فعال کردن و بیشتر مدل‌هاشون رو اونجا می‌ذارن با تخفیف و شرایط اقساطی.

گفتم اگه کسی دنبالشون می‌گرده، از اینجا می‌تونه پیداشون کنه

اشکال نداره طبیعیه

زندگی را ... گر توانستی به کام یکنفر شیرین‌کنی،یاتوانستی زمین تشنه‌ای را سرخوش از باران کنی ...گر توانستی تو یک مرغ گرفتار از قفس بیرون کنی ...یا توانستی که دیوار اسارت از بنا ویران کنی ..گر توانستی به خوان رنگی‌ ات یک رهگذر مهمان کنی ...یا توانستی بدون حاجتی هم، ذکر آن یزدان کنی ...گر توانستی لباس بی ریای عاشقی، بر تن کنی ...میتوانی آن زمان فریاد انسان بودنت را بر سر هر کوی و هر برزن زنی...
همچین داستان‌هایی می‌شنوم ناراحت میشم. چرا جدا شدید؟

ناراحت نباش عزیزم پنج سال گذشته 

جدا نشدم اصلا عقد نکردیم قبل عقد زنگ زد گفت پشیمون شده

خدا واسه فامیل بد نسازه 

خودش هم فامیلمونه 

فامیل دور 

خدارو شکر میکنم موقع دیدنش مانتوم تا مچ پام بود تابلو پاهام میلرزید نمیتونستم راه برم

2790
2778
2791
2779
2792