واییی عزیزم درکت میکنم منم عروسیم طلا شوهرم پول نداشت بخره
بعد سر بارداری دخترم
وقتی فهمید دختر هست گفت که بخاطر اینکه رحمت آوردی تو خونه ام
میرم وام میگیرم برات طلا میخرم
خلاصه رفتیم طلا خریدیم ی نفر بهم نگفت مبارک باشه
نه مادر شوهر نه خواهر شوهرم نه برادر شوهرم نه پدر شوهرم
وقتی هم اومدیم فروختیم برای خونه همه خوشحال بودن
لباس میخرم ی مبارک باشه نمیگن
امروز رفتم موهامو رنگ کردم
مادر شوهرم تا دید گفت بچه من کار کنه بده تو بری عن بزنی ب سرت
منم هیچی نگفتم تا ب موقع اش بره رنگ کنه