2821
2789

ولا پسر اینطوری تابحال ندیدم همه چشم دریده و پرو بودن 

وی در انتطار کراش به سر میبرد تا ببینیم خدا چی میخاد😂 اگه دلت مهربونه واسه آرامشم یه صلواتی دعایی حرفی چیزی به خدا بزن 💕😘خیلی دوستون دارم دوستان خوب نی نی سایتی 🙏

اره ؛آخرش به دختر داییش گفت منو دوست داره؛ اونم به من گفت 😁 بعدم پیشنهاد ازدواج داد مستقیم به من روش نشد ؛ از طریق دختر داییش که اگر من اوکی باشم ،با مامانم و بابام صحبت کنن ؛ منم جواب رد دادم

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

رفتاراش چجوری بود

دیدار ما چشم تو چشم همون سلام خداحافظی میشد ؛ تو کل مهمونی سرشو مینداخت پائین ولی با بابام پ بابابزرگم خیلی گرم میگرفت خیلی تعارف میکرد بهشون ؛ بعد من دقت کردم جایی بودیم بیرون ؛ سعی میکرد نزدیک من و خانواده ام باشه ؛ با دخترای فامیل حرف میزدم تمام گوش و حواسش به حرفای من بود قشنگ حس میکردم ؛ چون چندباری یه چیزی گفتم دیدم داره نیش خند میزنه سعی میکنه جلو خندشو بگیره ؛ سر شام حواسش بود نزدیک من همه چی باشه دیس سالاد و برنج و میذاشت جوری که من دستم برسه ؛ بعدم همون روز به دختر داییم گفته خیلی دختر خانم و باشخصیتیه ؛ سه ماه بعدشم بحث خاستگاری و علاقشو پیش کشید

دیدار ما چشم تو چشم همون سلام خداحافظی میشد ؛ تو کل مهمونی سرشو مینداخت پائین ولی با بابام پ بابابزر ...

ببین این پسره یواشکی سعی میکنه منو نگاه کنه بعد ک من نگاش میکنم بعد دو یه ثانیه چششو‌میندازه پایین خیلی خودشو جمعو جور  میکنه بنظرت ازمدخوشش میاد؟

رفتاراش چجوری بود باهات

خیلی نگام می‌کرد ولی هیچی نمی‌گفت بعد تو مراسم بودیم خواهرش اصرار داشت که من آب براش ببرم ک مثلا تنها باشیم بهم بگه حسشو منم نبردم بعد خواهرش ک دوست صمیمیم بهم گف ک چرا اصرار کرد 

خیلی نگام می‌کرد ولی هیچی نمی‌گفت بعد تو مراسم بودیم خواهرش اصرار داشت که من آب براش ببرم ک مثلا تنه ...

دایی اینم باهام خوب رفتار میکنه بعدد دیروز اصرار داشت یچیزیو برام بیاره اونم خجالت میکشید میگفت ن نمیبرم چرا اینجوری بنظرت؟

2790
2823
2791
2779
2792