ولا پسر اینطوری تابحال ندیدم همه چشم دریده و پرو بودن
وی در انتطار کراش به سر میبرد تا ببینیم خدا چی میخاد😂 اگه دلت مهربونه واسه آرامشم یه صلواتی دعایی حرفی چیزی به خدا بزن 💕😘خیلی دوستون دارم دوستان خوب نی نی سایتی 🙏
اره ؛آخرش به دختر داییش گفت منو دوست داره؛ اونم به من گفت 😁 بعدم پیشنهاد ازدواج داد مستقیم به من روش نشد ؛ از طریق دختر داییش که اگر من اوکی باشم ،با مامانم و بابام صحبت کنن ؛ منم جواب رد دادم
دیدار ما چشم تو چشم همون سلام خداحافظی میشد ؛ تو کل مهمونی سرشو مینداخت پائین ولی با بابام پ بابابزرگم خیلی گرم میگرفت خیلی تعارف میکرد بهشون ؛ بعد من دقت کردم جایی بودیم بیرون ؛ سعی میکرد نزدیک من و خانواده ام باشه ؛ با دخترای فامیل حرف میزدم تمام گوش و حواسش به حرفای من بود قشنگ حس میکردم ؛ چون چندباری یه چیزی گفتم دیدم داره نیش خند میزنه سعی میکنه جلو خندشو بگیره ؛ سر شام حواسش بود نزدیک من همه چی باشه دیس سالاد و برنج و میذاشت جوری که من دستم برسه ؛ بعدم همون روز به دختر داییم گفته خیلی دختر خانم و باشخصیتیه ؛ سه ماه بعدشم بحث خاستگاری و علاقشو پیش کشید
خیلی نگام میکرد ولی هیچی نمیگفت بعد تو مراسم بودیم خواهرش اصرار داشت که من آب براش ببرم ک مثلا تنها باشیم بهم بگه حسشو منم نبردم بعد خواهرش ک دوست صمیمیم بهم گف ک چرا اصرار کرد