چند روز با داییم بد دعوا کرده با دختراش زدن داییم شکایت اینا حالا دعوا سر اینکه چرا خواهرم معلمه و ازدواج کرده و منم امسال میرم دانشگاه دخترای من نتونستند برن 🤦♀️
وای هنگم ابروی خودشون بردن یکی داییم زنگ زد به مامانم گفت رفته کلانتری همیطور اینا دادمیزد .
هیچکسی این دلیل دعواش نیست.... حتما داییت کاری کرده که کفری ان از دستش
بیا بنویسیم مثل درس، مثل مشق، تو کتاب تاریخ فردا... بیا بنویسیم ما هنوز زنده ایم، زیر بار غم ها و دردا .... بیا بنویسیم روزگار قاتل امیده، ولی ما میدونیم شب تار، آخرش سپیده.... جنگ و قهر و تحریم و ستم، این جهان پلشته، کی میدونه غیر خودمون، چی به ما گذشته..... هیشکی توی تاریخ، قد ما خون دل نخورده، واسه یه ذره زندگی اینهمه نمرده .... ته همه این غما، باز ما سربلندیم، یه روزی میاد که با هم دوباره بخندیم .... بماند به یادگار، زمستان ۱۴۰۴
الان انتظار داری باور کنیم موضوع دعوا اینه خود زنی که نمیخوان بکنن که این موضوع دعواشون باشه حتما ...
موضوع دیگه روی پوشش هم بوده داییم داخل محله هستند که ادماش خیلی فضول هستند دختر داییام پوششون خوب نیست هر که میبینه به داییم میگه داییم بهشون گفته چرا بد میگردین زشته ولی موضوع اصلی دعوا همین بوده کلا زنه هر سال همین رفتارا داره چون وصله خانواده مادرم نبوده کلا از زمان ازدواجشون همین بوده مامان گردنبند داشته این دعوا انداخته بود چرا من ندارم