خانما من یه پسر غیر زیستی دارم یعنی خودم به دنیا نیاوردمش. از هفت ماهگی پیشمه الان ۱۸ ماه داره خیلی عاشقشیم هم من هم خانواده هامون ولی خانواده شوهرم هر چند وقت یه چیز میگن خیلی ناراحت میشم . خانواده خودم اصلا اشاره ای نمیکنن ولی اینا هر وقت میگن بهزیستی رفتین ؟ یا پدر مادرش خوشکل بودن . نفهمیدید سرنوشتش چی بوده ؟ اینا خیلی اذیتم میکنه به خودشون اجازه میدن هر سوالی که میخان بپرسن یه بار بهشون تذکر دادیم که پسرمون دیگه از گوشت و خون ماست و پدر مادرش ماییم ولی باز تکرار میکنن میترسم بزرگتر که شد پیشش حرفی بزنن ناراحت شه 😔 این وظیفه ی خودمون هس که بهش حقیقت رو طبق نظر مشاور و روانشناس بگیم ولی اونا اینقد بیفرهنگن نمیدونم چیکارشون کنم ! کسی راهکاری داره
میم های نی نی سایتی اینجا میزارم😁 😎حافظ کل سوره( قل هو الله احد)..😎ساعت ۱۲ شب به بعد توی سایت پادزهر لازم میشین بس که سمه😌من وقتی میام نی نی سایت خودم میریزم پشما م میمونن آخه یکی نیست بگه ماذا فاذا لاذا چاذا بلاذا
ببین عزیزم همین الان جلوشونو بگیر ویبار برا همیشه پرونده رو ببند همسایه ما ی دختر ک پدر مادر نداشت از وقتی به دنیا اومد رو اورده بود پیشش و چون شهر کوچیکه خیلیا میدونستن لحضه که اومد تو کوچمون اومد در خونه تک تکمون ازمون خاهش کرد ک مبادا بچه م همچنین حرفیو متوجه بشه که خون بپا میکنم الانم دختره بیست سالشه و دانشجویی پزشکیه هنوزم نمیدونه
رفتاامدتو باهاشون کمتر کن واینک بعد ی مدت ک بچتون بزرگ شده و همه چیز رو متوجه شد بهش بگو اما وقتی بهش گفتین چنان محبت کنین ک بچه احساس بدی پیدا نکنه ک من بچه ی اینا نیستم و اینا با من این رفتارو میکنن و اینا