حال بد الانمو مدیون همه اون روزهایی هستم که به خودم اهمیت ندادم. که سعی نکردم برا بهتر شدن زندگیم بجنگم. که فقط خواستم روزامو شب کنم . الان شدم ی ادم دل مرده که هیچی چیزی شادش نمیکنه و تحمل سختی ها رو نداره. الان جای خوبی نیستم و باید برای حال خوبم ی فکری کنم. شاید باید ی تصمیم درست بگیرم نمیدونم شاید .شاید ی روز ی جا ،روزهای بهتر بیان . روزهایی که حال دل خوش باشد. این روزها عجیب غمگینم