2789
عنوان

شوهرم

| مشاهده متن کامل بحث + 1907 بازدید | 128 پست
اصلا منطورم نیست ک برنج بده لباس بشورم.  میگم خانوادش پولش حقوقش برنجش همه چیتو میتونن بگیرن بد ...

میدونم. ببین خیلی پررو و پرتوقع شده. تازه دست پیشم میگیره میگه پول میدم. تا دهن باز میکنه بگو کی خونه میگیری؟ کی؟ اسم لباس شستش یا هرچی آورد فقط همینو بگو.

گاهی هم بهش بگو یه تومن بریز حسابم میخوام برم آرایشگاه. نده هم مهم نیست تو بگو.

در بدترین ما آنقدر خوبی و در بهترین ما آنقدر بدی هست که هیچکس نمی‌تواند از دیگری عیب‌جویی کند.
به نظرم نباید میگفتی خانواده ات باید بشورن چون وظیفه اونا هم نیست شوهرتون خودش بشوره و اگر هم لباساش ...

اینو گفتم.میگه تو پول میگیری ولی اینکارا رو انجام نمیدی؟گفتم خانوادت هم پول میگیرن به اونا هم بگو انجام بدن برات.

نی‌نی سایتی‌های عزیز


دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟


توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...


به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷   مشاهده: 



اینو گفتم.میگه تو پول میگیری ولی اینکارا رو انجام نمیدی؟گفتم خانوادت هم پول میگیرن به اونا هم بگو ان ...

بگو مگه به کارگرت داری پول میدی ؟ من زنتم به خاطر عشق باهات ازدواج کردم اومدم که شریک زندگیت بشم نه کلفتت . تو اگر به خاطر کلفتی اومدی منو گرفتی که دیگه نیازی نبود بیای منو بگیری برو خشک شویی اونجا هم پول بدی لباساتو میشورن 

منی ک حتی لباس زیارشم خیلی وقتا میشورم و اینجوری دیشب مزدمو داد🙂😔

یه صلوات برای سلامتی و عاقبت بخیری دخترکم میفرستی ؟              تخصص عالی در زمینه گذشتن از موقیت ها ی مختلف زندگی و گفتن جمله واااای خدایا من چرا اینقد خر بودم               وامروز به تاریخ ۱۶/آذر/۱۴۰۲ بی بی چک من مثبت شد و نی نی ناخواسته اومد تو دل من.مامانم من خیلی خوشحالم ولی بابا زیاد راضی نیست و اخم تخم کرده ولی من از همون ثانیه عاشقت شدم.بخاطر بیماریم استرس مریض شدنتو دارم ولی تورو سپردم به حضرت زهرا و از خدا میخام زیر بیرق ائمه نگه دارت باشه عزیزکم.خدایا شکرت..خب خب انگار بابا فندقو قبول کرده بلاخره🫡😂و داره کم کم باورش میشه پدر شده...امروز ینی ۸ بهمن من فهمیدم فندق یه دختر چادر زریه🥺🥹و من همونجا روی عکس سیاه سفید مانیتور گل سرا و دامن چین چینشو تصور کردم و از ذوق مردم براش ولی طبق پیش بینیم بابای دختری اصلااا خوشحال نشد و یک روز کاااامل رفت توی قیافه..میدونم عاشقش میشه حتی بیتشر از من و مادر خودش ولی خب.‌‌..امروز ینی۲۷مهر نورجهان من ،دخترک شیرین و عزیزم دوماه و چند روزشه و شده همه ی زندگی منو باباش🥹  خدایا شکرت خودت نگه دارش‌ باش و حفظش کن برامون
ن پول میده ن اجازه .گفتم همسرم ورود نمیشه  میگه وطیفه خانوادته.پس لباس شستن و عدا پختن هم وطیفه ...

بشین چرت و پرت گفتن خنده رو خنده بعد بگوووووو وای فلانی مثلا تو کوچه میگفت خاله اش داماد داره سرخونه پنج ساله.میگفتن دامادشون چقدر بی عقله گفتم این حرفا چیه .میگفتن داماد سر خونه بی عرضع نصیب کسی نشه.بعد بگو زنا دیگه میگفتن ملت داماد دارن ملت رو برق میگیره شما رو چوب کبریتم نگرفته خلاصه کلی زن ها مسخره کردن حالا بنده خدا داماده تو یتیم خونه بوده فعلا داره پولاشو جمع میکنه وسیله خونه بخره بعد پولی بزاره بانک وام بگیره خونه رهن کنه برن سر خونه زندگیشون ولی مردم چقدر بی وجدان شدن .میگفتن مرد نیست غیرت نداره داماد سر خانه دارن.خیلی بدم اومد شنیدم خیلی زیاد.ملت دیکه رد دادن بی وجدان شدن.تو گوشه کنایه بهش زدی ولی اگه فکر میکنی بدتر پرو میشه اون تیکه اخراشو نگو.دیگه بدتر به خودش حق بده که وظیفه پدر مادرته خرجشو بدن و سرویس بهش بدن.من شوهر خودم مادرم نمیزاشت تو عقدمون حتی پنج دقیقه تنها باشیم دیگه بیست کیلومتر میومد منو برمیداشت میرفت بیرون نه شب برم میگردوند مثل قرار حتی یکبارم دیگه نیومد بهش برخورد اخه مادرم یهو میپرید تو اتاقم.میگفت چرا دروغ گفتی خوابه این بیداره.اخه نمیزاشت تنها باشیم همش ور دلمون مینشست شوهرم گفت بگو خسته از کارشه تو اتاقم میخواد بخوابه بعد بیا پیشم.تختم کوچیک بود اون رو تختم بود منم کنارش پایین تخت نشسته بودیم پچ پچ اروم حرف میزدیم مادرم پرید داخل گفت دخترم همیشه دروغگوست خواستم بگم ذاتت خرابه شوهرم بهش برخورد دیگه میبردم بیرون خونه مادرش راحت تو اتاقش بودیم بدون اینگه در قفل کنیم کسی مزاحم نمیشد اصلا.شما شوهرت زیاد دنده پهنه چیزایی نگی بدتر پرو بشه خودت شوهرتو بیشتر بشناس

مامان من هنوزم توی مهمونی ها میگن مثلا طرف شبیه اجین میقصه یا فلان خواستگاره شبیه شینوسکه بود!!!!

یادمه میرفت کنار رودخونه یخ میشکست و لباس میشست. همشم برنج و ترب میخورد. با استارتر شوخی کردم ولی متوجه نشد.

در بدترین ما آنقدر خوبی و در بهترین ما آنقدر بدی هست که هیچکس نمی‌تواند از دیگری عیب‌جویی کند.
حالا دوست داره گاهی جلو خانواده اش پز بده ک زنم برام فلان کار و کرده مث شوهر من وقتی میخواد بره &nbs ...

خوبه قدرتو داره 

یه صلوات برای سلامتی و عاقبت بخیری دخترکم میفرستی ؟              تخصص عالی در زمینه گذشتن از موقیت ها ی مختلف زندگی و گفتن جمله واااای خدایا من چرا اینقد خر بودم               وامروز به تاریخ ۱۶/آذر/۱۴۰۲ بی بی چک من مثبت شد و نی نی ناخواسته اومد تو دل من.مامانم من خیلی خوشحالم ولی بابا زیاد راضی نیست و اخم تخم کرده ولی من از همون ثانیه عاشقت شدم.بخاطر بیماریم استرس مریض شدنتو دارم ولی تورو سپردم به حضرت زهرا و از خدا میخام زیر بیرق ائمه نگه دارت باشه عزیزکم.خدایا شکرت..خب خب انگار بابا فندقو قبول کرده بلاخره🫡😂و داره کم کم باورش میشه پدر شده...امروز ینی ۸ بهمن من فهمیدم فندق یه دختر چادر زریه🥺🥹و من همونجا روی عکس سیاه سفید مانیتور گل سرا و دامن چین چینشو تصور کردم و از ذوق مردم براش ولی طبق پیش بینیم بابای دختری اصلااا خوشحال نشد و یک روز کاااامل رفت توی قیافه..میدونم عاشقش میشه حتی بیتشر از من و مادر خودش ولی خب.‌‌..امروز ینی۲۷مهر نورجهان من ،دخترک شیرین و عزیزم دوماه و چند روزشه و شده همه ی زندگی منو باباش🥹  خدایا شکرت خودت نگه دارش‌ باش و حفظش کن برامون
برا بعد عروسی لباسشویی بگیریم  این چیکارکنیم

الان به نظرم یه کم تند جواب دادی میتونستی آروم تر و بهتر جوابشو بدی مثلا بگی البته هنوز وظیفه من نیست که این کارو انجام بدم چون هنوز عروسی نکردیم و جدا نشدیم ولی اگر گاهی برات میشورم به خاطر اینه که دوستت دارم نه به خاطر پول و اینا الانم به خدا گردنم درد میکنه واقعا دیگه یه مدت نمیتونم بشورم تا گردنم خوب بشه فعلا خودت بشور یا بده خشک شویی بشوره یا اصلا از اول میگفتی من بلد نیستم لباس بشورم بعد عروسی که لباسشویی گرفتیم دیگه مشکلی نداریم 

شما که میگی پولاشو خانواده اش ازش میگیرن و .... اینو بدون بعد عروسی ات هم راه سختی در پیش داری اینا عادت کردن از پسرشون خرجی بگیرن به این راحتی ها ولش نمیکنن شما که نمیتونی هی هر شب و هرروز برای این چیزا جنگ و دعوا راه بندازی هم خودت روانی میشی هم اون باید بدون دعوا و با سیاست پیش بری تا شوهرتو توی مشت خودت بگیری تا خود شوهرت اجازه نده دیگران دخالت کنن وگرنه هرچی بیشتر دعوا کنی اون بیشتر میره سمت اونا و به حرف اونا گوش میکنه 

بشین چرت و پرت گفتن خنده رو خنده بعد بگوووووو وای فلانی مثلا تو کوچه میگفت خاله اش داماد داره سرخونه ...

جلو بقیه میگن بی عرضه 

جلو خود داماد میگن چقدرررررررررر زرنگیااااااااااا 

رفتی خونه پدرزن میخوری 



ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829
2791
2779
2792