من وهمسرم در کنارهم هستیم وهمو خیلی دوست داریم اما هردو احساس عدم ارضا روحی وتنهایی داریم چون خیلی روحیات وشخصیتمون متفاوته ...از دوجنس شخصیت کاملا متضادیم...اون دائما منو ول میکنه میره پیش دوستاش اونها بهش انرژی ورضایت روحی میدن نه من ...جزییاتش زیاده من عمیقا غصه میخورم وقنی میبینم هرروزمنو تنها میگذاره که بره پیش اونها ..اون دائم به خاطرگذران درکنار هم دیگه واسم نقش بازی میکنه ولی خود واقعی اون ومن خیلی متفاوته
با کودک خود ...
با شوهر خود ....
آن گونه رفتار نکن که او هست....
بلکــــــه آن گونـــــه که تـــــــــــوـ دوســت داری او بشـــــود