بچه ها ما از این خانواده های مذهبی هستیم و ازدواج سنتی رو قبول داریم منم به پدرم و مادرم میگم که زمونه عوض شده اصلا گوش نمیدن پسره که دوستش دارم وقتی اومد خواستگاری پدرم بهش گفت من دوبار اجازه میدم با دخترم بری بیرون چندبار هم برید مشاوره و ی چند بار هم تلفنی صحبت کنید بعدش دیگه اگه اوکی بود ازدواج کنید اما پسره گفت نه من فقط باید۵ ماه برم باهاش بیرون بیام بعد پدرم با صیغه و اینا هم مخالفه بعدش پدرم گفت مارو همسایه ها می شناسن شما بعد ۵ ماه بگی نمی خوای دختر من دیگه خواستگار مناسب براش پیدا نمیشه و اینا و... اونم رفت بعد ی ماه پیام داد بهم هی حرف زدیم تا همین دیشب که گفتم بهش به هیچ عنوان پدرم این رسم رو که ۵ماه بریم بگردیم بعد انگشتر بعد عقد رو قبول نداره گفت منم این رسم رو قبول ندارم حالا موندم چیکار کنم ؟؟؟؟؟؟
بعدش پسره هم چندسال با پدرم دوست بوده از هر لحاظ هم من از ایشون بالاتر هستم