گوشی اش گذاشت خونه رفت مغازه پایین تمام پیاما دیدم
خوبیش اینه خدا دست ادم هَوَل و عوضی رو رو میکنه. میدونی هرچقدمک زرنگ باش یکی اخرش خدا میپیچوندش از اینکار خدا خعلی خوشممیاد. ینی از سر تا پاشو قهوه ای کناااا
نکبتای لجن . حالم دیگه داره بد میشه ... من ی نیمچه خیانت دیدم ینی خودشو هفت ابادشو ب لجن کشیدم. چنان روسی ازش کشیدم ک مث سگ ازم میترسه تازه خیانت انچنانمنبودا بیشتر حالت پنهونکاری و دروغ داشت ماجرای من
نکبتای لجن . حالم دیگه داره بد میشه ... من ی نیمچه خیانت دیدم ینی خودشو هفت ابادشو ب لجن کشیدم. چنان ...
از من دختره پیام داده بود خانما میاد مغازه شوهرم نوشته بود نه نمیاد بعدشوهرم نوشته بود نفس چرا از من دوری کنی دختر نوشته بود فردا میام شوهرم نوشته بود خونه خالی کنم دختر نوشته بود نه مادرم همراهم هست نمیشه شوهرم نوشته بود فدات دختره نوشته بود قرص خوردم معده ام درد کنه شوهرم نوشته بود نخور