2777
2789
عنوان

قصه زندگیم

| مشاهده متن کامل بحث + 4910 بازدید | 138 پست

همیشه از اینکه برم انحراف بینی‌م رو عمل کنم و بخوام تامپون بکشم میترسیدم  
ولی دوستم پیش دکتر حامد عباسی بدون تامپون عمل کرد منم رفتم و عمل کردم پیششون و الان خیلی راحت تر نفس میکشم، عمل زیباییشون هم بدون تامپونه
اگه شما هم درباره عمل بدون تامپون کنجکاوید، جزئیات بیشتر رو اینجا ببینید   

ببخشید بچه ها گوشیم هنگ می‌کنه اگه دیر میزارم 

اشكال نداره عزيزم 


هرچند که‌ رنگ و روی زیباست مرا /چون لاله رخ و چون سرو بالاست مرا / معلوم نشد که در طربخانه خاک /نقاش ازل از چه رو آراست مرا 

دیدم شوهرم خونه نیومد برای اولین بار خونه نیومد تا صبح بیدار موندم گوشیم خاموش بود مردم وزنده شدم تا دوسه روزی خبری ازش نبود خدا می‌دونه چی کشیدم تا بالاخره اومد اما دیگه اون مرد من نبود شکسته و داغون

و فاجعه روزی بود که اون گرد لعنتی را پیدا کردم بماند که چقدر گریه و التماس کردم ولی انگار اون مرد شوهرم نبود مردی که جونش برای من و بچه ها میرفت شده بود یه تیکه سنگ

بی تفاوت ب ما دیگه همه چی تموم شد چند روز ب چند روز خونه نمیومد شوهر خوش تیپ من شده بود یه تیکه چوب لاغر و زشت نه کاری نه درآمدی کم کم شروع کرد ب فروش وسایل خونه اگه چیزی هم میگفتم همه چیزا می‌شکست و دادو بیداد میکرد

الان توی این شرایط دارم دست وپا میزنم دخترم دانشجو موفقی هس ولی از لحاظ روحی داغونه شوهرم دیگه اون آدم سابق نیس با فروش خونه بدهی ها را پرداخت کرد بردیمش کمپ ولی باز برگشت 

باورتون میشه گاهی نگاش میکنم نمی‌شناسمش انگار غریبه ست اون مردی که نمیزاشت آب تو دلمون تکون بخوره پس کوش اگه آخ می‌گفتیم میمرد پس کجاس😔😔😔😔😔 چرا نمیاد گاهی میگم شاید خوابم بیدار میشم میبینم همه چی دروغه ....ولی بیدارم 

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2843
2834
2835
پربازدیدترین تاپیک های امروز
2108