2821
2789
عنوان

قصه زندگیم

| مشاهده متن کامل بحث + 4909 بازدید | 138 پست

سلام دخترا، من چند ساله از سامان‌لعیا خرید می‌کنم و همیشه هم از کیفیت و تنوع کارهاش راضی بودم. چون اینستا نیست، الان کانالشون رو توی بله فعال کردن و بیشتر مدل‌هاشون رو اونجا می‌ذارن با تخفیف و شرایط اقساطی.

گفتم اگه کسی دنبالشون می‌گرده، از اینجا می‌تونه پیداشون کنه

ببخشید بچه ها گوشیم هنگ می‌کنه اگه دیر میزارم 

اشكال نداره عزيزم 


هرچند که‌ رنگ و روی زیباست مرا /چون لاله رخ و چون سرو بالاست مرا / معلوم نشد که در طربخانه خاک /نقاش ازل از چه رو آراست مرا 

دیدم شوهرم خونه نیومد برای اولین بار خونه نیومد تا صبح بیدار موندم گوشیم خاموش بود مردم وزنده شدم تا دوسه روزی خبری ازش نبود خدا می‌دونه چی کشیدم تا بالاخره اومد اما دیگه اون مرد من نبود شکسته و داغون

و فاجعه روزی بود که اون گرد لعنتی را پیدا کردم بماند که چقدر گریه و التماس کردم ولی انگار اون مرد شوهرم نبود مردی که جونش برای من و بچه ها میرفت شده بود یه تیکه سنگ

بی تفاوت ب ما دیگه همه چی تموم شد چند روز ب چند روز خونه نمیومد شوهر خوش تیپ من شده بود یه تیکه چوب لاغر و زشت نه کاری نه درآمدی کم کم شروع کرد ب فروش وسایل خونه اگه چیزی هم میگفتم همه چیزا می‌شکست و دادو بیداد میکرد

الان توی این شرایط دارم دست وپا میزنم دخترم دانشجو موفقی هس ولی از لحاظ روحی داغونه شوهرم دیگه اون آدم سابق نیس با فروش خونه بدهی ها را پرداخت کرد بردیمش کمپ ولی باز برگشت 

باورتون میشه گاهی نگاش میکنم نمی‌شناسمش انگار غریبه ست اون مردی که نمیزاشت آب تو دلمون تکون بخوره پس کوش اگه آخ می‌گفتیم میمرد پس کجاس😔😔😔😔😔 چرا نمیاد گاهی میگم شاید خوابم بیدار میشم میبینم همه چی دروغه ....ولی بیدارم 

2823
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز