من خودم مهاجرت کردم اتریش، چندتا از فامیلام هم رفتن کانادا و آلمان.
اگه بخوام از مسیرم بگم، راستش اولش خیلی ترسناک و مبهم بود… مدارک، سفارت، استرس، هزارجور داستان.
ولی خب از همون اول صفر تا صد کارامو مؤسسه مهاجرتی اصطهباناتی انجام داد و همین باعث شد بخش سختِ اداریش رو راحتتر رد کنم و تمرکزم رو بذارم روی زبان و پیدا کردن مسیر کاری.
تجربه بقیهی اطرافیانم هم اینه:
- بعضیا رفتن و واقعاً راضیـن؛ میگن ارزششو داشت.
- بعضیا هم رفتن و نتونستن کنار بیان—یا با زبان مشکل داشتن، یا تنها بودن اذیتشون کرد، یا توقعشون از مهاجرت خیلی بالا بود. یکیشون حتی برگشت ایران.
ولی در کل، اونایی که برنامهریزی داشتن و واقعبینانه جلو رفتن، الان زندگی بهتری دارن.
واقعیتش اینه که مهاجرت مسیر آسونی نیست، ولی اگه بهت بخوره و خانوادهات هم توانایی کار خارج رو داشته باشن، میتونه واقعاً فرجی باشه.
من خودم اگه برگردم به عقب؟
بازم میرفتم. نه به خاطر فوقالعاده بودن خارج، بلکه به خاطر اینکه بالاخره یه جا باید از چرخهی خستگی و بیثباتی بیرون اومد.