من یه دوست دارم که داداشش 23سالشه
اینم بگم من 17 سالمه
حالا این داداشش از همه نظر اوکیه
پزشکی میخونه
خونه ، ماشین و....
منم دو سال پیش دیدمش خیلی خوشم اومد ازش
در حدی که شب و روز نداشتم
حالا این دوستم دوست دختر عمم هم هست
دختر عمم 17 سالشه
برای داداشش رفتن خواستگاری دختر عمم😭😭😭😭😭
چه شبایی که من اشک نریختم بخاطرش
چه شبایی که از ذوق رسیدن بهش خوابم نبرد
حاضر بودم هیچی نداشت ولی خودشو داشتم
الان همه میان میگن عشق دوره جوونی الکیه
ولی بخدا نیست
چرا تو این دو سال حسم تغییر نکرد
حس تنفر دارم
از خودم متنفرم
من خوشبختیشو میخواستم ولی نه اینجوری
روزی که بفهمم اینا عقد کردن روز مرگ من(:
داشتم تلاش میکردم برای کنکورم که یه رشته خوب قبول بشم حداقل جلوی اون کم نیارم
ولی الان چیزی برای از دست دادن ندارم