سلام
توی دستشویی شمع و فشفه روشن کردم
رفتم براش کتاب و مداد شمعی جایزه گرفتم
بهش خوراکی جایزه دادم هربار رفت دستشویی
بهش گفت باید برسونیشون به خونشون تا برن پیش پدر مادرش🤦🏻
دعواش کردم 😡
یک ربع یک ربع تودستشوییم 😫
پنج روز همینجوریم اتفاقی نیفتاد
تو چشممم نگاه میکنه میگم حیش داری بریم دستشویی میگه نه میشینه جیش میکنه😳😳 بعد خنده میکنه😏
دقیقن همین شکلی😏😏
چیکارش کنم؟
مگه میشه اخه
چجوری ملت نه تا بچه میارن دلشون به چی خوش