من اصلا عادت به تنها موندن ندارم
حتی وقتی خودش هست یه صدا بیاد میترسم میدونه دست خودم نیست، از تنهایی و شب وحشت دارم
فکر میکرد من میرم اونجا یا اونا میان خانوادم و چون من زنگ زدم که تنهام اونا هم مهمونی بودن ناراحت شدن که من و تنها گذاشته و رفته رفیق بازی