2777
2789
عنوان

حسرت خانواده دیگرانو دارم

123 بازدید | 9 پست

میرفتمدخونه رفیقم مادرش چقدر باهاشون خوب رفتار میکرد ودرکشون میکرد،مادر من جز تحقیر هیچ کاری نکرد،هبچ وقت انگیزه نداد بهم،جلو فامیل بهمون فحش میداد و تحقیر میکرد واونا هم هر غلطی میخاستن میکزدن،اصلا خمایتم نمیکرد ،مثلا میگفتم امروز ۱۸شدم میگف اون دختره همکلاسیت رمضانی خیلی میگن درسش خوبه هاا،در صورتی که اون دختر معمولی بود،یا میگفت فلانی خوشگله اما یبار نگقت مادر چقذر چشای قشنگی داری،همش با ترس و لرز نشستم روی سفرشون،۱۸سالم بود کتکم میزد منوب مرز جنون میرسوند!!!چراا!؟؟چون فامیلامون ۱۷ساله بودن شوهر کزدن من هنوز نه

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

نگران نباش خدا بزرگه مادرت هم ی روزی خواهد شد که محتاج خواد بود بگو به دختر فلانی بگو به اونی که ی ز ...

یبار ماه رمضون بود و رفته بود بیزون بهم کفت افطار درست کن،برگشت دید سیر درست کزدم روی اش منو کتک زد اون موقع۱۹سالم بود و دستمو گرفت پزتم کرد تو اتاق ،خودمم روزه داشتم ،بهم گفت خق نداری افطار بخوری،تا ساعت۱۰شب بدون اینکه اب بخورم گذشت!!!پدر بی غیرتم نگاش کرد و کنارش نشست و هنوز کع هنوز۸ با خنده اونو تعریف میکنه و اون لخطه دلم خون میشه یاد اون شب میفتم

سادیسم داره مریضه

سنگ دل هست ، چطور اون بچه ها زو دوس داره اما من هیچی ،بخاطر داماد عفریتس یکاری باهام کزده بود که پدرم میخاست وسط جاده از ماشین پرتم کنه پایین،خداشاهد همه اون لحظه هاس،باشذ که عاقبت بخیرشوین

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز