وای بچها
بعد ازظهر داشتم میرفتم خونه خواهرم پیاده
صندل جدید هامو پوشیده بودم اینم ازین تق تقیا
بعد همینطوری داشتم راه میرفتم
سوپر مارکتیه داشت جلوی مغازه شو اب میگرف
منم همچین با اعتماد به نفس راه میرفتم
همینطوری رد شدم از جلو مغازه اش
یه لخظه نفهمیدم چیشد
پریدم هوا
پاهام لیز خورد پخش زمین شدم😂😂😂
پسره خیلی سعی کرد جلو خنده شو بگیره . دید خودم خندیدم اونم زد زیر خنده😂😂😂
حالا مغازه دارم یه پسر جوون خیلی ام خوش قیافه بود😢
ابروم رفت قشنگ