سلام. بچه ها عشقم چند روز خبری ازش نبود. دو شب پیش بهم زنگ زد. وقتی ازش پرسیدم کجا بودی چرا خاموشی و اینا درست جواب نمی داد. و می گفت حالا می بینمت بعد بهت می گم. ولی بعدش که خیلی اصرار کردم گفت ازدواج کرده. ماتم برد. البته ما قرار نبود ازدواج کنیم. یعنی شرایط جوری بود که نمی شد. خیلی بهم ریخته ام. مثل افسرده ها شدم. تا حالا کسی چنین چیزی براش اتفاق افتاده. اصلا نه می تونم بمونم. نه توان رفتن دارم.