هنوز تو زندگی قبلیمم وهی مرور میکنم
یک سال وخورده جدا شدم
ازآینده میترسم
خیلی رو زندگی باهاش حساب کردم
سه سال زندگی کردم
زندگی رو خراب کرد و رفت
گفت نمیخوام زندگی کنم وخیلی التماس که فایده نداشت
و نموند وتواففی مجبور شدم جدا شم
حفش بود اون طلاق میخواست خودش میرفت
ویا من اجرا میزاشتم مهریه مو چون پروسش طولانی میشد
و زندگی هم صدردصدنمیومد بکنه وفقط اذیت میکرد
مهریه مو اجرا نزاشتم وگرنه وکیلم گفت خورد خورد اجرا بزار
اخر با ۲۵ تا تواففی جداشدم
از ۱۲۴تا کل مهریم
۳۷سالمه ازاینده وتنهایی میترسم
وبچه هم ندارم