تموم شد بالخره در تاریخ ۲۱ اردیبهشت ۱۴۰۱ پروندشو بستم
امیدوارم کارم درست بوده باشه
ان شاءالله هیچوقت پشیمون نشم
امیدوارم هر وقت به امروز برگردم بگم خدایا ممنونتم بابت این تصمیم و این قدرت
ان شاءالله خوشبخت و عاقبت بخیر بشیم هر دومون
خدایا عاقبت هر دو ما رو بخیر کن و کمکمون کن
امروز نشون پسرعموم رو پس فرستادم چون خونمون بهم نمیخوره اونا همه جوره پایه بودن و حمایت میکردن که ما ازدواج کنیم ولی من مقابل همه ایستادم و گفتم نه زندگی که سراسر استرس باشه برای بچه دار شدن رو نمیخوام
همه سرزنشم کردن که بچه رو خدا میده بیا با پسرعموت ازدواج کن و خوشبختیت تضمینه ولی من گفتم نه
پدرم گفت، گفتم نه
عموم گفت، گفتم نه
زنعموم گفت، گفتم نه
مادربزرگ، پدر بزرگ، عمه ها، خاله ها گفتن، گفتم نه
مادرم پشتم بود تو این تصمیم و خودم
اگه این تاپیک رو خوندی برام دعا کن تصمیم درست بوده باشه و عاقبت بخیر بشم هم من و هم پسرعموم
امروز همه چی تموم شد و من میرم به سمت اهدافم، آرزوهام تا به وقتش کیس ایده آل و جفت روحیم بیاد سراغم و منو خوشبخت کنه الهی آمین
پروردگارم خوشبختم کن 💚