2821
2789
عنوان

دمشو چیدم

| مشاهده متن کامل بحث + 246 بازدید | 21 پست

تو راه گرفتم .یهو دیدم پدر و پسر با هم اوندن خونه .منم لباس مرتب پوشیده بودم موهامم صاف کردمو.وقتی اومد سلام کرد گفتم سلام خوبی .با اینکه عصبانی بودم و اشکم هی در میومد ولی نذاشتم ببینه..

اومد تو دید آهنگ گذاشتم و میرقصم و دارم پیتزا درست میکنم و بامیه گرفتم  و شادم کپ کرد.آخه همیشه افسرده میشدم از دست اینکاراش و قهر و غر غر و فقطم خودم اذیت میشدم اون یادشم نبود

سلام دخترا، من چند ساله از سامان‌لعیا خرید می‌کنم و همیشه هم از کیفیت و تنوع کارهاش راضی بودم. چون اینستا نیست، الان کانالشون رو توی بله فعال کردن و بیشتر مدل‌هاشون رو اونجا می‌ذارن با تخفیف و شرایط اقساطی.

گفتم اگه کسی دنبالشون می‌گرده، از اینجا می‌تونه پیداشون کنه

بجه ها من مبخندیدم و با بچه خا سرگرم بودم این هی حرص میخورد .بعدم رفت بیرون گفت لج میکنی من بدتر میکنم.بخدا من لج نکردم فقط سعی کردم نشون بدم برام مهم نیست چیزی....الان زنگ زد درو باز کن ...رفتم باز کردم داره صدام میزنه بیا چایی بده بهم من برم  فعلا..ولی جقدر خل بودم قبلنا

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2823
2791
2779
2792