2777
2789
عنوان

دمشو چیدم

| مشاهده متن کامل بحث + 245 بازدید | 21 پست

تو راه گرفتم .یهو دیدم پدر و پسر با هم اوندن خونه .منم لباس مرتب پوشیده بودم موهامم صاف کردمو.وقتی اومد سلام کرد گفتم سلام خوبی .با اینکه عصبانی بودم و اشکم هی در میومد ولی نذاشتم ببینه..

اومد تو دید آهنگ گذاشتم و میرقصم و دارم پیتزا درست میکنم و بامیه گرفتم  و شادم کپ کرد.آخه همیشه افسرده میشدم از دست اینکاراش و قهر و غر غر و فقطم خودم اذیت میشدم اون یادشم نبود

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

بجه ها من مبخندیدم و با بچه خا سرگرم بودم این هی حرص میخورد .بعدم رفت بیرون گفت لج میکنی من بدتر میکنم.بخدا من لج نکردم فقط سعی کردم نشون بدم برام مهم نیست چیزی....الان زنگ زد درو باز کن ...رفتم باز کردم داره صدام میزنه بیا چایی بده بهم من برم  فعلا..ولی جقدر خل بودم قبلنا

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز