2777
2789
عنوان

دمشو چیدم

| مشاهده متن کامل بحث + 247 بازدید | 21 پست

تو راه گرفتم .یهو دیدم پدر و پسر با هم اوندن خونه .منم لباس مرتب پوشیده بودم موهامم صاف کردمو.وقتی اومد سلام کرد گفتم سلام خوبی .با اینکه عصبانی بودم و اشکم هی در میومد ولی نذاشتم ببینه..

اومد تو دید آهنگ گذاشتم و میرقصم و دارم پیتزا درست میکنم و بامیه گرفتم  و شادم کپ کرد.آخه همیشه افسرده میشدم از دست اینکاراش و قهر و غر غر و فقطم خودم اذیت میشدم اون یادشم نبود

۱۵ سال عینک می‌زدم، صبح‌ها دنبال عینک می‌گشتم، تو مهمونی‌ها نگران خط عینک بودم و آرایش چشمم درست درنمی‌اومد… 🥺

واقعاً خسته شده بودم! 😩💔

تا اینکه پیش دکتر کیوان رضایی تو بیمارستان نور لیزیک کردم 💕

عملش انقدر ساده و راحت بود که خودم تعجب کردم! فقط چند دقیقه طول کشید و اصلاً درد نداشت 😍

الان بعد از ۱۵ سال، بدون عینک بیدار می‌شم، راحت آرایش می‌کنم، با بچه‌ها بازی می‌کنم و تو هر عکسی احساس زیبایی و آزادی می‌کنم ✨💖

واقعاً بهترین تصمیم زندگیم بود.

گفتم اگر کسی عینکی هست و دنبال دکتر میگرده از اینجا میتونه باهاشون مشاوره بگیره

بجه ها من مبخندیدم و با بچه خا سرگرم بودم این هی حرص میخورد .بعدم رفت بیرون گفت لج میکنی من بدتر میکنم.بخدا من لج نکردم فقط سعی کردم نشون بدم برام مهم نیست چیزی....الان زنگ زد درو باز کن ...رفتم باز کردم داره صدام میزنه بیا چایی بده بهم من برم  فعلا..ولی جقدر خل بودم قبلنا

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2827
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز