😐 یروز تو ماشین لب ساحل پارک کرده بودیم ریلکس حرف میزدیم
ماشین ۱۱۰ بهمون گیر داد کلی بازجویی کرد گفتیم نامزدیم قبول نکرد گفت شماره پدر دختر رو بدید زنگ بزنم بهش !
این وسط جفتمون خیلی ریلکس بودیم و نیشامون باز خود سرهنگم خندش گرفت گفت برید ولی دختر مردمو سریع ببر تحویل خانوادش بده
هیچی سوار شدیم چند تا خیابون اونور تر باز ماشینشونو دیدیم بوق زدیم بای بای کردیم براشون
سرهنگ هی اشاره میداد برید خونه 😂😂😂