2777
2789
عنوان

فضولی مردم

105 بازدید | 9 پست

درود

من تو یه شرکت خصوصی کار میکنم،همه کارکنان به جز یکی که تازه چند ماهه اومده شرکت مشغول به کار شده روزه نمیگیریم،ظهر هم همه میریم برای ناهار،امروز دیگه اون یک نفر اومد پرسید شماها که همه جوون هستید چرا نمیگیرید؟؟که من اول از همه جواب دادم این مسئله کاملا شخصیه و هرکسی به خودش مربوط میشه!اون گفت ولی من جای مدیر شرکت بودم همه شما رو کنار میزاشتم چون شمایی که به دستور دینتون گوش نمیدید قطعا به قوانین شرکتی هم که در آن مشغول به کار هستید احترام نمیزارید!!!!همه هنگ کرده بودن اصلا،ولی من که خیلی سر و زبون دارم برگشتم بهش گفتم حالا که جای مدیر نیستی پس اون گاله رو ببند و بزن به چاک،خلاصه بحثمون بالا گرفت و مدیر هم اون موقع نبود. دیگه من به حدی عصبانی شدم که در قندون رو برداشتم پرت کنم تو صورتش که بقیه جلوم رو گرفتن،بعد که مدیر اومد و ماجرا رو فهمید گفت حداقل میخواید بحث هم کنید با کمال آرامش و سعه صدر،ماجرا تموم شد.ولی به نظر شما چرا بعضی مردم اینقدر فضولن؟؟

دیدم شبه دیدم تاره قصه داس و گندمزاره اما باز دلم امید داره به صبح به آفتاب

خواهرزاده‌م امسال تیزهوشان قبول شد 😍🥳

امسال کلاس‌های تام‌لند رو می‌رفت و من هر بار می‌رفتم خونه خواهرم، می‌دیدم اونم یه گوشه نشسته داره با بچه کلاس می‌بینه 😂

البته فکر کنم خواهرم از خودِ خواهرزاده‌م بیشتر طرفدار استاد طاری شده! انقدر هم از استادا برام تعریف می‌کردن که آخرش منم اسم چندتاشون رو حفظ شدم 😅

ایشون نباید دخالت می کرد ولی شما هم خیلی بد و زشت وبه دور از ادب وشخصیت حرف زدید ،پر سر وزبونی به گستاخی وتوهین کردن نیست 😑

اونم برای یه خانم این طرز حرف زدن زیاد وجهه خوبی نداره 

میشد با کمال احترام نظرتون روبگید تا ایشون هم توجیه شن ودیگه پیگیر نشن 

شما خانومین؟😦دره قندون؟😯خب بگن آدم با هر کسی بحث نمیکنه دیگه باید به فضولی کردنا عادت کرده باشیم

اره،من خانمم و مامانم همیشه میگه خوب شد تو پسر نشدی  

دیدم شبه دیدم تاره قصه داس و گندمزاره اما باز دلم امید داره به صبح به آفتاب
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2834
2835
2108